تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٨ - نامه آن حضرت
هر كه خوبى كرده حاضر بيند و هر كه بدى كرده آرزو كند كاش ميان او و بدى مسافت دورى بود و خدا شماها را از خود بر حذر ميدارد- و فرموده (١٧- المؤمن) امروز است كه هر كس پاداش شود بدان چه كرده است، امروز ستمگرى نيست- اينها همه آيات محكمى است كه نفى جبر ميكنند و نفى هر كه بدان معتقد است، و مانند آنها در قرآن بسيار است، و ما آن را مختصر كرديم تا مايه طولانى شدن اين برنامه نشود و باللَّه التوفيق.
(١) و اما آن عقيده تفويضى كه امام صادقش باطل دانسته و معتقد و پيرو بدان را خطاكار شمرده آن عقيده كسيست كه قائل است خدا جل ذكره اختيار امر و نهى و احكام خود را ببندهها سپرده، و آنان را سر خود رها كرده، و در اين باره سخن دقيقى است براى كسى كه بخواهد خوب بفهمد و دقت در آن كند، و بدين باريك بينى و دقت گرائيدهاند، امامان رهبر از عترت پيغمبر ٦ زيرا كه آنان گويند اگر از راه سرخود گذاردن مردم احكام خود را بدانها واگذارده بود بايست بدان چه برگزينند خشنود باشد و در برابر آن از او مستوجب ثواب شوند و در آنچه هم خيانت كنند كيفرى نيابند زيرا در حقيقت تكليفى ندارند و اين گفتار بر دو معنى برآيد: يكى اينكه بندههاى خدا بر او چيره شدند و او را وادار كردند و بپذيرفتن آنچه بنظر و رأى خود اختيار كنند بطور حتم خدا آن را نخواهد يا بخواهد در اين صورت وهن و سستى خدا لازم آيد، ديگر اينكه خدا جل و عز از قبولانيدن و زير فرمان گرفتن آنها طبق خواست خود بخواهند يا نخواهند بامر و نهى خود درمانده است و از اين رو اختيار كفر و ايمان را بخود آنها واگذارده و نمونه آن نمونه مرديست كه بندهاى خريده تا خدمت او كند و فضيلت سرپرستى او را بفهمد، و پيرو امر و نهى او باشد و آقايش هم مدعى است كه با تسلط و با عزت و حكمتمدار است و فرمان ببنده خود داده و غدقنها باو كرده و در برابر پيروى فرمانش وعده ثواب بزرك داده، و بسزاى نافرمانيش تهديد