تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٤٢ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
مشت و بيشتر كشتنى پديد آيد، مبادا غرور حكومتت تو را از پرداخت حق مقتول كه ديه تسليم شده است و بوسيله آن بايد بخدا تقرب جست باز دارد.
(١) مبادا خودبين شوى بدان اعتماد كنى و ستايش پسند گردى زيرا كه اين خود از فرصتهاى پابرجاى شيطانست براى خودش كه بوسيله آن احسان هر محسنى را محو سازد.
مبادا برعيت خود براى احسانى كه كردى منت نهى، يا ارزش كارى كه براى آنها كردى بيشتر بحساب آورى، يا بآنها وعده بدهى و خلف وعده عمل كنى، يا با زبان خود بآنها تندى كنى زيرا منت احسان را باطل كند و تخلف وعده مايه دشمنى گردد و محققا خدا جل ثنائه فرموده است (٤- الصف) وه چه دشمنى بزرگى است نزد خدا كه بگوئيد آنچه عمل نكنيد.
مبادا در كارى پيش از وقتش بشتابى و پيش از زمان مقررش خود را در آن اندازى و ناشناخته و نفهميده در آن اصرارورزى و در صورت وضوح در آن سستى كنى، هر چيزى را در جاى خودش بگذار و هر عملى را بموقعش وادار.
مبادا يك خودخواهيها و سودجوئيهائى كنى كه مردم از تو پيروى كنند و در آنچه برايت مهم است ترديد كنى و در آنچه مورد اهميت است غفلتورزى از آنچه در برابر ديده ناظرين روشن باشد زيرا كه اين حكومت از تو گرفته شود براى ديگرى و بزودى پردههاى هر كارى را از تو برگيرند و خداوند جبار بعظمت خود جلوهگر آيد و داد مظلومان را از ظالمان بستاند، سپس پردماغى و تندخوئى و مشتزنى و زخم زبانت را جلوگير باش و از همه اينها دور باش چيزى از دست و زبانت بدر نرود و حمله را بتأخير انداز و چون زمينه آن فراهم شد ديده بآسمان برآور تا خشمت فرو نشيند و از جا بدر نروى و هرگز چنين تسلطى بر خود نتوانى تا بسيار متوجه معاد باشى.