تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩١ - وصيت آن حضرت
كمال خرد است و مايه راحت تن در دنيا و آخرت.
(١) ٣٦- شيوه على بن الحسين ٧ بود كه چون اين آيه را ميخواند (٣٧- ابراهيم) و اگر نعمت خدا را بشماريد آمارشان نتوانيد- ميفرمود پاك است آن كسى كه باحدى معرفت نعمت خود نداد جز باعتراف از عدم معرفت آن، چنانچه باحدى معرفت ادراك خود را نداد مگر بهمين اندازه كه بفهمد نميتواند او را ادراك كند و خدا عز و جل از معرفت عارفان بتقصير از معرفتش بخوبى قدردانى كرد چنانچه همان علم دانشمندان را باينكه او را نفهمند ايمان مقرر ساخت براى اينكه ميدانست وجود او وسيعتر از گنجايش فهم مردم است و نميتوانند از آن حد تجاوز كنند.
(٢) ٣٧- منزه است آن خدائى كه اعتراف بنعمت خود را حمد خود شناخته، منزه باد آنكه اعتراف بدرماندگى از شكرش را شكر دانسته.
(٣)
[باب آنچه از امام باقر ٧ روايت شده]
بنام خداوند بخشاينده مهربان از امام كاشف دانش خدا و رسولش ابى جعفر محمد بن على ٧ كلمات طوالى در اين معانى روايت شده (٤)
وصيت آن حضرت ٧ بجابر بن يزيد جعفى
(٥) روايت شده كه باو فرمود اى جابر از مردم دورانت نسبت بخودت پنج چيز را غنيمت شمار:
اگر حاضر باشى تو را نشناسند، و اگر ناپيدا شوى از تو وارسى نكنند، و اگر در انجمن باشى از تو