تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣١ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
نگردد و فهميدن ابتدائى را كافى از فهم نهائى نداند، و در مورد شبهه بيشتر توقف كند و بحجت بهتر بچسبد و از مراجعه خصمان طرف مرافعه كمتر دلتنگ شود و براى كشف حقيقت شكيباتر باشد، و چون حكم روشن شد قاطعتر حكم بدهد، از آنها كه مدح و ثنايش بخود بالنده نكند و اغراقگوئى دلش را نبرد و گوش بتبليغ و ترويج ندهد و منصب قضاوت خود را بكسى كه چنين است واگذار و آنان كميابند، سپس از قضاوت او بازرسى كن و در بخشش را بروى او بگشا تا آنجا كه رفع نيازش بشود و بدان در زندگى كمك گيرد و حاجت او بمردم اندك باشد و در نزد خود مقامى باو بده كه مخصوصان ديگرت را در آن طمعى نباشد تا از اينكه مردان بلندپرواز او را دريابند و از كارش بركنار كنند آسوده زيد، در حضورت از او خوب احترام كن و او را نزديك خود بنشان و قضاوتش را اجراء كن و حكمش را نافذ دار و پشتيبانش باش و يارانش را از برگزيده همگنان وى در فقه و ورع و خيرخواهى در باره خدا و بندگانش كه پسند تواند مقرر دار تا در آنچه مورد شبهه او باشد با آنها گفتگو كند و در آنچه نميداند از دانش آنها استفاده كند و آنان گواه قضاوت او باشند ميان مردم ان شاء اللَّه.
(١) سپس توجه كن بآنها كه از اطراف حكومتت گزارش احكام قضائيه را ميدهند بايد بكوشش تو انتخاب شود قاضيانى باشند كه مختلف قضاوت نكنند و پشت بحكم خدا و سنت رسولش ندهند زيرا اختلاف در حكم از بين بردن دادگسترى و خطر براى دين است و يك سبب از تفرقه است، و خدا روشن كرده كه چه بياورند و چه را خرج كنند، و فرمود هر چه را ندانند رجوع كنند بكسى كه خدا علم قرآنش را بدو سپرده و در او خواسته كه حكمش را نگهدارد، همانا اختلاف قاضيان از اين راه است كه بر امام خود بشورند و هر كدام برأى خود اكتفا كنند در برابر كسى كه خداوند پيروى و دوستى او را واجب كرده و دين و اهل دين بر اين روش