تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٢ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
من شكايت دارد كه تمام حقم را از او گرفتم، آن حضرت خشمناك نشست و فرمود: گويا تمام حقت را كه از او گرفتى باو بد نكردى، بگو آنچه خدا از مردمى حكايت كند كه از بد حسابى ميترسند. يعنى ميترسند خدا بر آنها ناحق حكم كند؟ نه، ميترسند حساب تمام از آنها بكشد، و خدا آن را بد حسابى ناميده، هر كه تمام حق خود را بخواهد بدحسابى كرده است.
(١) ١٣٣- بسيار حرام خوردن روزى را ببرد.
(٢) ١٣٤- بدخوئى نكبت و تنگدستى آورد.
(٣) ١٣٥- راستى ايمان يك درجه بالاى اسلام است، و تقوى يك درجه بالاى ايمان، و همه از يك ديگرند و بسا در زبان مؤمن يك چيزى باشد كه خدا در برابر آن بدوزخ تهديد نكرده، و خدا فرموده (٣٥- النساء) اگر از كبائر گناهان دورى كنيد بدكرداريهاى شما را جبران ميكنيم، و شما را بجاى ارجمندى وارد ميكنيم- و ديگريست كه زبان فهميدهترى دارد و بيشتر بگناهان بر ميخورد، و اين هر دو مؤمنند و يقين يك درجه بالاى تقوى است، و چيزى ميان مردم بر پا نشده كه از يقين سختتر باشد، راستى بعضى مردم از بعضى يقين محكمترى دارند و همه مؤمنند ولى برخى بر مصيبت و بر فقر و بر بيمارى و بر خوف شكيباترند، و اين از يقين است.
(٤) ١٣٦- توانگرى و عزت ميچرخند و چون بجاى توكل رسند در آنجا مأوى گيرند.
(٥) ١٣٧- خوشخوئى از دينداريست، و بروزى بيفزايد.