تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٦ - سخن آن حضرت در باره شمشيرها
بخواب بينى و بدان شاد و مسرور گردى، و سپس بيدار شوى از خواب و چيزى در دست ندارى، و من همانا براى تو مثلى زدم تا تعقل كنى و بكار بندى، اگرت خدا توفيق دهد.
اى جابر آنچه از دين خدا و حكمتش بتو سپردم حفظ كن و خير خود را بخواه و ببين خدا در زندگيت چه مقامى نزد تو دارد و بهمان اندازه از تو وارسى كند چون بسوى او برگردى و ببين اگر دنيا نزد تو [جز] آنيست كه برايت شرح دادم و بدان دل بستهاى پس بايد از آن صرف نظر كنى و بخانه آخرت رو كنى كه گلهپذير است امروزه، چه بسيار كسى كه حريص است بر امرى از امور دنيا كه بدان رسيده و چون بدان رسيده و بال او شده و باعث بدبختى او گرديده، و بسا كسى كه براى امرى از امور آخرت كراهت دارد و بدان رسد و بدان سعادتمند گردد.
(١)
سخن آن حضرت در باره شمشيرها
(٢) مردى از شيعيانش راجع بنبردهاى امير المؤمنين ٧ از آن حضرت پرسيد و در پاسخش فرمود خداوند محمد ٦ را با پنج شمشير فرستاد سه تا از آنها هميشه كشيده است و بغلاف نروند تا جنگ جهان بپايان نرسد و هرگز جنگ بپايان نرسد تا خورشيد از مغرب خود بر آيد و چون خورشيد از مغربش برآيد همه مردم در آن روز آسوده شوند و در آن روز براى هيچ كس ايمان آوردنش سودى ندارد در صورتى كه پيش از آن ايمان نياورده و با ايمان كار خيرى نكرده، و شمشيرى كه نگهدارى مىشود، و شمشيرى كه در غلاف است آن را ديگران كشند و حكمش با ما است.
اما آن سه شمشير كشيده: ١- شمشير بر سر مشركان عربست خدا جل و عز فرمايد (٥- التوبة)