تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٦ - از سخنان آن حضرت در توحيد و يگانه پرستى
(١)
از سخنان آن حضرت در توحيد و يگانهپرستى
(٢) عمران صابى با آن حضرت مصاحبه كرد، در انجمن بزرگى كه مأمون فراهم كرده بود همه سخن- گويان هر ملت مخالف اسلام را دعوت كرده بود و امام رضا همه را محكوم كرد. خبر طولانى است و اين مجلس مشهور است ما باندازه اقتضاى اين كتاب از آن را نقل كرديم:
عمران صابى: بمن بگو كه ما خدا را بحقيقت يگانه دانيم يا بوصف؟
امام رضا ٧: آن نور نخستين يگانه، يكتا هستى نخست يكى است، نه شريك دارد و نه چيزى با او است يكتا است و دومى ندارد، نه بكنه معلوم است و نه بكلى مجهول، نه محكم است و نه متشابه، نه در ياد است و نه فراموش، نه چيزيست كه عنوان هر چيز ديگر بر آن صادق آيد، آن هستى نخست بخود پايا است. نوريست بىنياز بالذات و مستغنى از جز خود، نه از وقتى بوده نه تا وقتى باشد، نه بر چيزى استوار است، و نه بچيزى در پرده است، و نه در چيزى نهفته است، گوينده عبارتى كه او را ادا كند نيابد از هر چه در خاطرش آيد، تابش يا مثال يا شبح يا ظل، اينان همه پيش از آفرينش بودند در آن حال كه چيزى جز او نبود، حال هم در اين رتبه است. همانا اينها صفاتى پديد شدهاند و ترجمانى هستند از توهمكننده تا بفهمد. اى عمران فهميدى؟ عمران- آرى فهميدم.
امام رضا ٧: بدان كه تو هم و مشيت و اراده يك معنا دارند كه ٣ نام دارد: نخست توهم و اراده و مشيت او همان حروفى بودند كه آنها را اصل هر چيز مقرر داشت، و حلال هر مشكل و در توهم خود جز