تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٧ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت رسيده
اسرار را فاش كنى و در پى رياست باشى زيرا اين هر دو مايه هلاكتند.
(١) ٥- از گناهانى كه آمرزيده نشود اينست كه بگويد كاش بجز بر اين گناه مؤاخذه نشدم، سپس فرمود:
شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بروپوش سياه در شب تار نهانتر است.
(٢) ٦- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ باسم اعظم، خدا از سياهى چشم بسفيديش نزديكتر است.
(٣) ٧- هنگام اختلاف شيعه در امامتش اين توقيع بيرون آمد: هيچ كدام از پدرانم بمانند اين گونه ترديد جماعت شيعه كه من گرفتارم گرفتار نشدند اگر كار امامت كه شما بدان عقيدهمند و متدينيد موقت بود و منقطع ميشد جاى ترديد بود، و اگر امريست پيوسته و باقى تا كارهاى خدا در جريانست اين شك چه معنى دارد؟!!.
(٤) ٨- دوستى نيكان مر نيكان را ثوابست براى نيكان و دوستى بدان مر نيكان را باز هم ثوابست براى نيكان، دشمنى بدان با نيكان زينت نيكانست و دشمنى خوبان با بدان رسوائيست براى بدان.
(٥) ٩- سلام بر هر كه بر تو گذر كند و نشستن در جز صدر مجلس از تواضع محسوبند.
(٦) ١٠- خنده بيجا از نادانيست.
(٧) ١١- از بلاهاى كمرشكن همسايهايست كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر بدكردارى بيند آن را فاش سازد.