تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١ - آنچه در مختصر اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ٤٨- فرمود: سازش با مردم نيمى از ايمانست و نرمش با آنان نيمى از زندگى و خوشى است.
(٢) ٤٩- فرمود: سر خردمندى پس از ايمان بخدا سازش با مردم است تا آنجا كه ترك حقى نباشد و از خوشبختى مرد است كه ريش او سبك باشد.
(٣) ٥٠- فرمود: من پس از قدغن شدن از بتپرستى از چيزى قدغن نشدم بمانند ستيزه كردن با مردان.
(٤) ٥١- فرمود: از ما نيست آنكه بمسلمانى دغلى كند يا زيان رساند و يا نيرنگش زند.
(٥) ٥٢- ايستاد در مسجد خيف و فرمود: خدا تر و تازه و با بهجت كند (يارى كند) بندهاى را كه گفتار مرا بشنود و بياد سپارد و برساند بهر كه نشنيده بسا رساننده فقه بكسى كه از وى افقه است و بسا رساننده فقه كه خود فقيه و با فهم نيست، سه چيز است كه دل هيچ مسلمانى در آنها دغلى ندارد اخلاص در عمل براى خدا و خيرخواهى براى پيشوايان مسلمانان و لزوم جماعت آنان، همه مؤمنان برادرند و خونشان برابر است و همه آنان برابر ديگران همدست باشند و بكوشند در وفاى بعهد امانى كه كمترين فرد آنها بسته است.
(٦) ٥٣- فرمود: هر گاه مسلمانى با ذمى خريد و فروش كند بگويد بار خدايا بمن خير بده بر او و هر گاه با مسلمانى خريد و فروش كند بگويد بار خدايا بمن و او خير بده.
(٧) ٥٤- فرمود: خدا رحمت كند بندهاى را كه خوش گويد و بهره برد يا خموش باشد و سالم ماند.
(٨) ٥٥- فرمود: سه تا در هر كه باشند خصال ايمان او كامل است آنكه خشنودى او بباطلش نكشاند و هر گاه خشم كند خشمش از حق بدر نبرد، و هر گاه نيرو يافت بدان چه حقش نيست دست نيازد.