تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٠ - نامه اى كه آن حضرت
باشند ناسپاسى ولينعمت مكن زيرا ناسپاسى نعمت پستترين كفر است (١) عذر را بپذير، از آنها نباش كه پند نپذيرند مگر آنچه بگردنش افتدى زيرا خردمند از ادب سود گيرد و بهائم جز با كتك پند نپذيرند، حق را بشناس براى هر كه حق تو را شناخت رفيع باشد يا وضيع، هر غمى بتو رخ دهد با تصميم صابرانه و حسن يقين بدور افكن، هر كه عدالت را وانهد جور كند، چه خوب بهرهمنديست براى مرد قناعت كردن، از بدترين همراهان مرد حسوديست، در نوميدى تقصير كاريست، بخل ملالت آرد و يار موافق بايد، رفيق كسيست كه در پشت سر راست گويد، هوى شريك كوريست، توقف در سرگردانى توفيقى است خوب، چه غم براندازيست يقين، سرانجام دروغ نكوهش است، سلامت در راستى است و عاقبت دروغ بدترين عاقبت است، بسا دورى كه از نزديك نزديكتر است و نزديكى كه از دور هم دورتر است، غريب كسيست كه دوستى ندارد، بدگمانيت از دوست محروم نكند، هر كه پرهيز كند عافيت يابد، و هر كه از حق تجاوز كند در تنگنا افتد، و هر كه قدر خود را حفظ كند پايندهتر باشد، چه خوب خلقى است كرم بخشى و پست ترين پستيها ستم است از مقتدر، حياء مايه، هر كار نيك است و محكمترين رشته تقوا است، و محكمترين وسيله آنست كه ميان تو و خدا است، هر كه گلهات را پذيرد بر تو منت نهد، ملامت بىاندازه آتش لجبازى را بر افروزد، چه بسيار بيمار سخت كه بهبود شد و تندرستى كه مرد، بسا كه نوميدى دست آوردى باشد در آنجا كه طمع هلاكت است، هر عيبى پديد نگردد، و بهر فريضه نتوان رسيد، بسا كه بينا در اشتباه افتد و كور براه راست رود، نه هر كه جست يافت و نه هر كه خود نگهداشت نجات ديد، بدى را عقب انداز كه هر وقت بخواهى در آن توانى شتافت، احسان كن اگر خواهى احسان بينى، برادرت با هر عيبى