تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٢٣ - مناجات خدا عز و جل با موسى بن عمران
راستى منت از نطفة از آبى پست آفريدم، از گلى كه از زمين زبون درهم آميخته است پس انسانى شد و من او را آفريدهاى ساختم، مبارك باد ذات من و مقدس باد صنع من، نيست بمانندم چيزى و منم زنده و پايندهاى كه نيست نشوم.
(١) اى موسى گاهى كه مرا بخوانى خائف و نگران و ترسان باش، و چون با من راز گوئى با ترس و از دلى هراسان بگو و با توراتم در روزگار و زندگانى زنده بزى، و بنادانها سپاسهايم را بياموز و نعمتهاى نهان و عيانم را يادآورى كن و بگو در اين گمراهى كه اندرند ادامه ندهند زيرا گرفتنم ايشان را سخت باشد.
اى موسى اگر رشتهات از من بريد برشته ديگرى نپيوندد، مرا بپرست، و چون بندهاى كوچك برابر من بايست خود را نكوهش كن كه بنكوهش سزاوارتر ست و بوسيله كتابم ببنى اسرائيل گردنفرازى مكن همين براى دل تو كه روشن است پندآموز بس است، و آن سخن پروردگار جهانيان جل تعالى است.
اى موسى هر زمانى مرا بخوانى بيابى كه من بزودى هر چه كردى بيامرزم، آسمان از ترس من تسبيحم گويد و فرشتهها از هراسم نگرانند، زمين بطمع رحمتم تسبيحم كند، و همه آفريدههايم مرا بزبونى تسبيح گويند، سپس بر تو باد بنماز كه آن در نزدم مقامى دارد، و از براى آن در پيش من عهدى محكم است، و زكاة تقرب را از مال حلال و گندم حلالت بر آن بپيوند زيرا من نپذيرم جز حلال را كه براى من باشد و بدان مقرون كن صله رحم را كه منم بخشاينده و مهربان، رحم را من از فضل و رحمت خود آفريدم تا بندهها بدان بهمديگر مهربان باشند و براى آنها در نزد من سلطنتى است در رستاخيز آخرت، و منم كه هر كسش ببرد او را ببرم و هر كسش پيوند كند باو پيوندم، و چنين كنم بهر كه امرم