تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٦ - جوابهاى آن حضرت بپرسشهاى يحيى بن اكثم
٢- و اما سجده يعقوب و فرزندانش براى اطاعت خدا و دوست داشتن يوسف ٧ بود چنانچه سجده فرشتهها بر آدم ٧ براى خود آدم نبود و همانا طاعت خدا بود و اظهار دوستى فرشتهها با آدم ٧، و سجده يعقوب و فرزندانش كه يوسف با آنها بود شكر خدا بود بر اينكه پراكندگى آنها را جمع آورى ساخته بود آيا ننگرى كه يوسف ٧ در اين وقت براى شكر خدا ميگفت (١٠٢- يوسف) پروردگارا تو بمن ملك دادى و تأويل احاديث آموختى- الى آخر آيه.
(١) ٣- و اما قول خدا «اگر در شكى از آنچهات نازل كرديم بپرس از كسانى كه كتاب ميخوانند» مخاطب همان رسول خدا است ٦ و او خود در آنچه برش نازل ميشد شكى نداشت ولى نادانان ميگفتند: چگونه خداوند رسولى از فرشتهها مبعوث نكرده، و ميان ما و پيغمبر او كه فرقى نيست در باره خوردن و نوشيدن و بازار رفتن، خدا به پيغمبرش وحى كرد از آنها كه كتاب ميخوانند در حضور اين نادانها بپرس آيا خدا پيش از تو رسولى مبعوث كرده جز اينكه غذا ميخورده و در بازارها راه ميرفته و توهم بمانند آنهائى. و همانا گفته: «اگر تو شكى دارى» با اينكه خودش شكى نداشته براى مراعات انصاف در گفتار چنانچه فرموده (٥٤- آل عمران) بيائيد پسران ما و پسران شما، و زنان ما و زنان شما، و خود ماها و خود شماها را دعوت كنيم و بدرگاه خدا زارى كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بخواهيم- و اگر ميفرمود: بر شماها بخواهيم پيشنهاد مباهله را نپذيرفتندى با اينكه خدا ميدانست پيغمبرش همه پيامهاى او را ميرساند، و از دروغگوها نيست و همچنين پيغمبر ٦ هم ميدانست كه او را در آنچه ميگويد راستگو است ولى دوست داشت از طرف خود عادلانه اظهار كند.