تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٣ - نامه آن حضرت باسحاق بن اسماعيل نيشابورى
(١)
[باب آنچه از امام حسن عسكرى ٧ روايت شده]
از امام خالص هادى ابى محمد حسن بن على ٨ در اين معانى رواياتى طولانى رسيده (٢)
نامه آن حضرت باسحاق بن اسماعيل نيشابورى
(٣) خداوند ما را و شما را در پرده خود دارد و در همه كارت بنيروى صنعتش تو را يار باد، خدايت رحمت كند، نامهات را فهميدم و ما بحمد اللَّه و نعمته اهل بيتى هستيم كه بر دوستان خود دلسوزيم، و باحسان پياپى خدا و بخشش وى بآنان شادمانيم، و هر نعمتى كه خدا تبارك و تعالى بآنها ارزانى دارد بشمار گيريم، اى اسحاق خداوند بتو و همگنانت نعمت خود را تمام كند همه آن كسانى كه خدا بدانها مهر ورزيده و بنعمت خود آنان را بمانند تو بينا كرده و كمال نعمت خود را ببهشت رفتن اندازه گرفته، و هر نعمتى هر چه هم والا و پرارزش باشد نيست جز اينكه و الحمد للَّه تقدست اسماؤه پرداخت قدردانى و شكر آن نعمت است و من ميگويم «الحمد للَّه» سپاس خدا را ببهترين سپاسى كه سپاسگزارى تا هميشه ادا كرده در برابر منتى كه خدا بر تو نهاده است از رحمت خود و تو را از هلاكت نجات داده، و راه تو را درگذر از آن گردنه هموار كرده. و بخدا قسم كه آن گردنهايست پر رنج و دشوار و گذر از آن سخت و بلايش بزرگ، و در كتب نخست از آن يادآورى شده. شماها در دوران امام گذشته تا عمرش را بسر زد و در اين مدت از دوران من كارهائى داشتيد كه پسنديده و قرين توفيق درستى نبود.
اى اسحاق بطور يقين بدان راستش هر كه از اين دنيا كور بيرون شد در آخرت هم كور است و