تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٤١ - پندهاى مسيح در انجيل و جز آن- از حكمتهاى او است
خاك فراموش ميشويد و در تاريكى گور فرو ميرويد؟
واى بر شما اى دنيا پرستان در تابش خورشيد چراغ ميكشيد با اينكه روشنى آن شما را بس است، و چراغ را در تاريكى از دست مينهيد كه براى آن مسخر شما شده؟ همچنين شما براى كار دنيا از پرتو دانش استفاده ميكنيد با اينكه دنيا براى شما ضمانت شده و استفاده از پرتو علم را براى آخرت از دست داديد كه براى آنتان دادهاند، ميگوئيد آخرت حق است و دنيا را آماده ميسازيد، و ميگوئيد مرگ حق است و از آن ميگريزيد، و ميگوئيد خدا ميشنود و ميبيند و نميترسيد كه گناهان شما را شماره گيرد، و چگونه كسى كه از شما بشنود باور كند زيرا آنكه ندانسته دروغ گويد معذورتر است از آنكه دانسته دروغ گويد گرچه هيچ عذرى براى هيچ دروغى نيست.
(١) بحق براى شما ميگويم راستى چون مركبى را سوار نشوند و رياضت و تمرين ندهند و بكار نگيرند سركش و بدخلق مىشود، همچنين هر گاه دلها بياد مرگ نرم نشوند و رنج مداومت بر عبادت را نكشند سخت و تند ميشوند، چه سود دهد خانه تاريك را كه چراغى بر بامش نهند و درونش پر هراس و تاريك باشد همچنين شما بنور علمى كه در دهان داريد بهرهمند نشويد در صورتى كه درون شما از آن هراسناك و معطل است بشتابيد و خانههاى تاريك خود را روشن كنيد، همچنين بشتابيد و دلهاى سخت خود را با حكمت نرم كنيد پيش از آنكه زنگ گناهان در آنها بنشيند و از سنگ سختتر شوند، چگونه ناتوانى بار سنگينى را بكشد يا چگونه گناهان كسى كه بدرگاه خدا آمرزش نجويد فرو ريزد بلكه چگونه جامه چركين كسى كه نشويدش پاك گردد، و چگونه خطاكار بىكفاره از گناه بر كنار شود، بلكه چگونه كسى كه