تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٦١ - (خطبه آن حضرت
سركشى كرد بشك افتد. و هر كه اندر شك شد خدا بر سرش آيد و سپس بسلطنت خود خوارش كند و بوالائى خود خردش سازد چنانچه در زندگى خود تقصير كرده و بپروردگار كريمش مغرور بوده.
(١) غلو و سركشى را چهار پره است: خردهگيرى و ستيزهگى و كج دلى و تفرقه اندازى. هر كه خردهگيرى كند بحق نرسد و جز غرقه شدن در گردابش سودى ندهد از فتنهاى بدر نيفتد جز آنكه فتنه ديگرش فرا گيرد، او در كار آلودهاى اندر است، و هر مردمى با هم ستيزه كردند و خصومت ورزيدند گسيختگى ميان آنها جدائى اندازد و كارشان در طول لجبازى پوسيده گردد. و هر كه كج دل شد خوبى را بد دارد و بدكردارى را نيك شمارد و سرمست گمراهى شود. و هر كه تفرقه انداخت راهش نامعلوم گردد و كارش پريشان شود و در تنگنا افتد و محرومست كه از كيش خود دست بردارد كسى كه بجز راه مؤمنان رود.
شك را چهار پره است جدال و هراس و ترديد و خود باختگى، بكدام نعمتهاى پروردگارت جدال كنند اهل جدال؟ هر كه از آنچه در پيش دارد بهراسد سرنگون گردد، هر كه در دين خود ترديد كند (در راه بماند) تا آنكه گذاشتهها از او پيش افتند و آيندهها باو برسند و زير سم شياطين خرد شود، و هر كه بهلاكت دنيا و آخرت تسليم شود در هر دو هلاك گردد، و هر كه از آن نجات يابد بفضل يقين باشد.
شبهه را چهار پره است خودبينى بآرايش و وسوسه نفس و تأويل كجى و جلوه دادن باطل بصورت حق، و اين براى آنست كه آرايش مانع واقع است، و وسوسه نفس بشهوت پرتاب كند و كجى صاحبش را سخت از راه بدر برد، و جلوه باطل بصورت حق تيرهگيهائيست كه روى هم برآيند اينست كفر و دعائمش و شعبش.