تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٣ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ١٨١- احدى نباشد كه گر چه همه كارش درست باشد بعيش و نوشى رسد جز اينكه كدورتى دامنگيرش باشد، و هر كه فرصت را بانتظار رسيدن بكمال مطلوب از دست بدهد روزگارش همان فرصت را بربايد زيرا كار روزگار فرصت ربائى و روش زمانه از دست شدنست.
(٢) ١٨٢- احسان زكاة نعمتها است، شفاعت زكاة مقام و منصب است، و بيماريها زكاة تنها است، و گذشت زكاة پيروزيست و هر چه را زكاة دهند از زوالش در امانند.
(٣) ١٨٣- هنگام مصيبت ميفرمود: سپاس خدائى را سزا است كه مصيبتم را در دينم ننهاد، سپاس خدائى را سزا است كه اگر خواستى مصيبتم بزرگتر از آنچه است ميبود، سپاس از ان خدا است بر امرى كه خواست باشد و بود.
(٤) ١٨٤- خدا ميفرمايد: هر كه سرگردانى را از سرگردانيش رها سازد او را حميدش (نقاد دانايش) نامم، و ببهشت خويشش در آورم.
(٥) ١٨٥- چون دنيا بمردمى روى آورد نيكيهاى ديگران را هم بر تن آنها پوشد، و چون پشت دهد نيكىهاى خودشان را هم از آنان ربايد.
(٦) ١٨٦- دختران حسنه باشند و پسران نعمت، در برابر حسنه ثواب دهند، و نعمت مسئوليت دارد.