تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣١٠ - آنچه كلمات قصار در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ٦١- راستى خدا بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار دهد، چنانچه غائبى هديه براى اهل خود بفرستد. و او را از دنيا پرهيز دهد چنانچه طبيب مريض را پرهيز دهد.
(٢) ٦٢- راستى خدا دنيا را بدوست و دشمن خود بدهد، و دينش را ندهد مگر بدوست خود.
(٣) ٦٣- همانا شيعه على آنانند كه در راه ولايت ما بهم بخشش دارند و بخاطر دوستى ما همديگر را دوست دارند، و براى احياى امر ما از هم ديدن كنند، هر گاه خشم كنند ستم نكنند و هر گاه خشنود شوند اسراف نورزند، بركت همسايهاند و سازش كن با معاشران.
(٤) ٦٤- تنبلى بدين و دنيا زيان رساند.
(٥) ٦٥- اگر گدا ميدانست در گدائى چيست، احدى از احدى گدائى نميكرد، و اگر آنكه از او گدائى كنند ميدانست در رد سؤال چيست احدى از احدى دريغ نميكرد.
(٦) ٦٦- راستى براى خدا بندههائيست با ميمنت و دارا كه خوش زيند، و مردم در كنار آنها خوش زيند و آنها در ميان بندههايش مانند بارانند، و براى خدا بندههائيست ملعون و نكبت بار نه خود زندگى دارند و نه كسى در كنار آنها زندگى دارد، و اينان در ميان بندههايش بمانند ملخ باشند كه بر چيزى در نيفتند جز آنكه نابودش سازند.
(٧) ٦٧- بمردم بگوئيد بهتر آن چيزى كه خواهيد بشما بگويند زيرا خدا دشمن دارد لعنت كن دشنام ده و طعنه زن بر مؤمنان را، دشنام ده بىآبرو، گداى مبرم را، و دوست دارد با حياء و بردبار