تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٥ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
و خوبترين چيزى كه پايدار در دل است يقين باشد. مغبون آن كس است كه زيان دينى دارد و رشك بر آن كس بايد برد كه يقين خوب دارد.
(١) ٣٨- مردى مزه ايمان نچشد تا بداند آنچه بايدش رسيد از وى خطا نكند و آنچه از وى خطا كند نبايدش كه برسد.
(٢) ٣٩- مؤمن بچيزى گرفتار نشود كه از حرمان از سه خصلت بر او سختتر باشد، گفته شد كه آنها چهاند؟ فرموده همراهى با هر چه دارد و حق دادن از طرف خود بديگران، ياد خدا در هر حال، مقصودم كلمه سبحان اللَّه و الحمد نيست بلكه ذكر و ياد خدا در مورد حلال و ياد خدا در مورد آنچه بر او حرام كرده.
(٣) ٤٠- هر كه در دنيا بدان چه او را بس است راضى باشد كمتر چيزى كه در آن هست او را بس است و هر كه بدان چه او را بس راضى است راضى نيست در دنيا چيزى نيست كه او را بس باشد.
(٤) ٤١- مردن نه خوار شدن، و خود دارى نه خود باختن، عمر دو روز است روزى خوش و روزى ناخوش در خوشى مستى مكن و در ناخوشى غم مخور، تو در هر دوشان آزمايش ميشوى.
(٥) ٤٢- بهر كه خواهى احسان كن تا اسير تو باشد.
(٦) ٤٣- مؤمن چاپلوس و حسود نيست مگر در طلب دانش.
(٧) ٤٤- اركان كفر چهارند، شيفته بودن و هراسيدن و دل پرى و خشم.