تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٤ - خطبه آن حضرت كه معروف بوسيله است
عزت مؤمن بينيازى او است از مردم، قناعت مالى است كه تمام نشود و هر كس بسيار ياد مرگ كند باندك دنيا خشنود باشد و هر كه بداند كلامش از كردار او است كم سخن گويد مگر در آنچه سودش دهد، شگفتا از كسى كه بترسد از كيفر و خوددار نباشد و اميد ثواب دارد و توبه نكند و عمل ننمايد، انديشه باعث روشنى است و غفلت موجب ظلمت و نادانى گمراهى است و سعادتمند كسى است كه بديگرى پند گيرد و ادب بهترين ميراث است، حسن خلق بهترين همنشين است با قطع رحم فزونى و فائده ميسر نيست و با هرزگى توانگرى ميسر نه، عافيت ده جزء است و نه جزء آن در خموشى است جز بذكر خدا و يكى هم در ترك مجالست نابخردانست. سر دانش نرمش است و آفتش كج خلقى، صبر بر مصائب از گنجينههاى ايمانست و پارسائى زيور فقر است و شكر زيور توانگرى.
(١) ديدن بسيار ملالت بار است و اعتماد پيش از آزمايش بىاحتياطى است، خود بينى مرد دليل ناتوانى عقل او است، هيچ گنهكارى را نوميد مساز كه چه بسيار دلداده گناه كه عاقبت بخير شده و چه بسيار شيفته كردار كه در پايان عمر فساد كار شده و بدوزخ رفته، چه بد توشهايست براى معاد دشمنى با عباد، خوشا بر كسى كه دانشش و كردارش و دشمنيش و گرفتنش و تركش و كلامش و خاموشيش و كردارش و گفتارش براى خدا است، مسلمان مسلمان نيست تا پارسا باشد و پارسا نيست تا زاهد باشد و زاهد نيست تا دورانديش باشد و دورانديش نيست تا خردمند باشد و عاقل نباشد جز كسى كه از طرف خداوند انديشه كند و براى ديگر سراى كار كند و صلى اللَّه على محمد النبى و على أهل بيته الطاهرين.