تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٢ - سفارش آن حضرت بهشام در وصف عقل
تو در مبارزه با او شكيباتر نيست، زيرا با هر چه توانائى دارد از تو ناتوانتر و با هر چه بدى دارد از تو كمضررتر است، در صورتى كه بخدا پناه برى و براه راست رهبرى شوى.
(١) اى هشام هر كه را خدا بسه چيز گرامى داشت باو لطف فرمود: خرديكه رنج هواى نفس او را جلو گيرد، و دانشى كه رنج نادانى از او ببرد، و يك بىنيازى كه ترس فقر را از او دور كند.
اى هشام از اين دنيا برحذر باش و از اهلش برحذر باش، زيرا مردم در آن چهار دستهاند، مردى نابود و همآغوش هوس، مردى دانشجو و قرآن خوان كه هر چه دانشش فزايد تكبرش بيش شود، و قرآنخوانى كه دانش خود را وسيله گردن فرازى بر زيردستان سازد، و عابد نادانى كه زيردستان خود را در عبادت كوچك شمارد، و دوست دارد تعظيم و توقيرش كنند، و بيناى دانشمند عارف براه حق كه قيام بدان را دوست دارد، و او درمانده يا مغلوبست و نميتواند بدان چه ميفهمد قيام كند، و باين سبب اندوهناك و غمنده است، او بهترين اهل زمان خود و وجيهترين خردمندان عصر خويش است.
اى هشام خرد و لشكرش را بشناس، و نادانى و لشكرش را بشناس تا از رهيافتهها باشى، هشام گويد: گفتم قربانت جز آنچه بما ياددادى ندانيم، فرمود: اى هشام راستى خدا خرد را آفريد و او نخست آفريده از روحانيان بود كه در سمت راست عرشش از نور وى پديد آمد باو فرمود برگرد برگشت، و سپس باو فرمود روى آور، روى آورد، خدا جل و عز فرمود: تو را بزرگوار آفريدم و بر همه آفريدههايم ارجمند ساختم، سپس نادانى را از درياى تلخ تاريك آفريد و باو فرمود: برگرد