تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤١٥ - سفارش آن حضرت بهشام در وصف عقل
گناه است. باب بردبارى را محكم كنيد كه بابش صبر است، و راستى خدا عز و جل آن را كه بيجا زياد ميخندد و بىمقصد پر راه ميرود دشمن دارد، بر فرمانرواى بايد كه چوپانى باشد و از رعبت خود غفلت نورزد و بر آنها بزرگى نفروشد، از خدا در نهان خود شرم داريد چنانچه از مردم در آشكار و بدانيد كه سخن حكمت گمشده مؤمن است. دانش را باشيد پيش از آنكه از ميان برود، و از ميان رفتنش نهان شدن دانائى است كه ميان شماها است.
(١) اى هشام آنچه ندانى بياموز و آنچه آموختى بنادان ياد بده، دانا را براى علمش تعظيم كن، و از ستيزهاش دست بدار، و نادان را براى جهلش زبون شمار و او را مران ولى بخود نزديك كن و باو بياموز.
اى هشام راستى هر نعمتى كه از شكرش درماندى چون گناهى است كه مسئول آنى، امير المؤمنين ٧ فرمود: خدا را بندهها است كه از ترسش دل شكستهاند تا دم بستهاند با اينكه شيوا و خردمندند، بدرگاه خدا پيشروند با كردارهاى پاك، بيش را در برابرش پر نشمارند، و بكم خود خشنود نباشند، خود را بد شمارند با اينكه زيرك و نيكوكارند.
اى هشام حياء از ايمانست و ايمان در بهشت است، و بيشرمى از جفاء است، و جفاكارى در دوزخ است.
اى هشام سخنگويان سه دستهاند، سود بر، و سالم، و جنجالى، سود بر ذكر گوى خدا است، و