تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥ - بخشى از سخنهاى حكيمانه و كلام آن حضرت
درياى نشيب را آفريد بخود باليد و جوشيد و گفت چه چيز بر من چيره خواهد شد؟.
(١) پس زمين را آفريد و بر پشت آن گسترد و زبون شد، سپس زمين بر خود باليد و گفت چه چيز بر من چيره شود؟ خدا كوهها را آفريد و بر پشت آن واداشت كه ميخ بر آن باشند و بر خود نلرزد و زمين زبون شد و برقرار شد، سپس كوهها بر زمين باليدند و سر بالا گرفتند و سرفرازى كردند و گفتند چه چيز بر من چيره شود؟ خدا آهن را آفريد تا آن را بريد و زبون شد، سپس آهن بر كوهها باليد و گفت چه چيز بر من چيره شود؟ خدا آتش را آفريد و آهن را گداخت و آهن زبون شد، سپس آتش شعله كشيد و غريد و بر خود باليد و گفت چه بر من چيره شود؟ خدا آب را آفريد تا آن را خاموش كرد و زبون شد، سپس آب بر خود باليد و موج زد و گفت چه چيز بر من چيره شود خدا باد را آفريد تا امواج آب را بجنبش آورد و آنچه در تك آن بود برآورد و از جريان آن جلوگيرى كرد آب هم زبون شد، سپس باد بر خود باليد و گرد باد برانگيخت و گفت چه چيز بر من چيره شود؟ خدا انسان را آفريد و ساختمان كرد و چاره جست در برابر باد و جز آن و باد زبون شد، سپس انسان سر كشى كرد و گفت چه كس از من نيرومندتر است؟ خدا مرگ را آفريد و او را مقهور ساخت و انسان زبون شد، سپس مرگ بر خود باليد و خداى عز و جل باو فرمود بر خود مبال كه تو را در ميان دو گروه اهل بهشت و دوزخ سربرم و هرگزت زنده نكنم و او ترسيد، سپس پيغمبر ٦ فرمود حلم بر خشم چيره است، و رحمت بر سخط چيره است، و صدقه خطاء را مغلوب سازد.