تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٣ - صفت اسلام
كند بهمان طور كه باو رسيده بوضعى كه ما شرح داديم پس او مؤمن است، و شايسته صفت ايمانست، و مستوجب ثوابست، و اين براى آنست كه معنى جمله ايمان اقرار است، و معنى اقرار تصديق بطاعت است از اين جهت ثابت است كه همه اقسام طاعت از خرد و كلان آن بيكديگر مقرونند، و مؤمن از وصف ايمان بيرون نرود مگر بوسيله ترك آنچه مايه استحقاق صفت ايمانست، و همانا نام ايمان و معنايش بايست و شايست است بانجام فرائض بزرگ پيوست با هم، و ترك معاصى كبيره، و اجتناب آنها، و اگر طاعتهاى كوچك را ترك كند و معصيت صغيره مرتكب شود از ايمان بدر نرود، و ترك ايمان نكرده باشد تا از طاعتهاى كبيره چيزى را واننهد و مرتكب معصيت كبيره نگردد، و تا اين كار را نكرده مؤمن باشد زيرا خدا فرمايد: (٣١- النساء) اگر دورى كنيد از كبائر آنچه بر شما غدقن شده بدكردارىهاى شما را جبران كنيم، و شماها را بمقام ارجمندى رسانيم- مقصود آمرزش گناهان غير كبيره است، و اگر او مرتكب يك معصيت كبيره شود بهمه گناهان مسئول باشد از خرد و كلان آنها، و بر همه كيفر گردد و عذاب بيند، اينست صفت ايمان و صفت مؤمن مستوجب ثواب.
(١)
صفت اسلام
(٢) و اما حقيقت شرح اسلام پس اقرار بهر طاعتى است كه حكمش ثابت و روشن باشد و انجام آنست، و هر گاه همان بحسب ظاهر معترف باطاعت شود و گرچه از دل معتقد بدان نباشد مستحق نام مسلمانى و معناى آنست و بايسته دوستى ظاهريست، و گواهى او نافذ است و ارث ميبرد، و با مسلمانان حقوق برابر دارد، اينست شرح اسلام. و فرق ميان مسلمان و مؤمن اينست كه مسلمان همانا معتقد است و از دل مطيع