تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٦٨ - احتجاج آن حضرت بر صوفيه وقتى براى درخواست ناشايستى نزد آن حضرت آمدند
كرد كه با ده تن از مشركان بجنگد، و حق نداشت از جلو آنها بگريزد، و هر كس بدانها پشت ميداد بدوزخ ميرفت. سپس آنها را از حال خود براى ترحم بر آنها برگردانيد و تكليف اين شد كه يك مسلمان با دو مشرك بجنگد و اين تخفيفى بود كه خدا عز و جل بمؤمنان داد، و دو مرد ده مرد را نسخ كرد.
(١) بمن بگوئيد آيا قاضيها خلاف ميكنند كه بر مردان شما نفقه زنش را واجب ميشمارند هر گاه بگويد من زاهدم و چيزى ندارم؟ اگر بگوئيد خلاف ميكنند باهل اسلام ظلم كرديد، و اگر بگوئيد عدالت و حق است خود را محكوم كرديد، و آنجا كه رد ميكنيد هر كس هنگام مرگش بيشتر از ثلث مال خود را بمستمندان صدقه دهد بمن بگوئيد اگر همه مردم چنانچه شما ميخواهيد زاهد باشند، و نيازى بمتاع ديگران نداشته باشند پس كفارههاى قسم و نذر و صدقههاى زكاة واجب شتر و گوسفند و گاو و جز آن از طلا و نقره و خرما و كشمش، و ديگر چيزها كه زكاة دارد بچه كسى داده شود هر گاه وضع بدين نمط باشد كه شماها ميگوئيد از اينكه نشايد احدى چيزى از متاع دنيا را نگهدارد و بايد همه را گرچه نياز شديد هم دارد از دست بنهد، چه بد است اين عقيدهاى كه شما بدان گرائيده و مردم را بدان ميكشانيد از روى نادانى بكتاب خدا عز و جل و سنت پيغمبرش. كه تصديق شود بكتاب منزل يا اينكه از روى نادانى آنها را رد ميكنيد، و تأمل در غرائب قرآن را و تفسير آن را از دست ميدهيد، از ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و امر و نهى.
بمن بگوئيد از سليمان بن داود ٧ كه از خدا ملكى خواست كه احدى را پس از وى نشايد،