تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٤ - وصيت آن حضرت
را با دعاى خالص و با مناجات در شبهاى تار بدست آور، و از فزون شمردن روزى كم و كم شمردن طاعت بسيار شكر عظيم را بكف آر، و با شكر عظيم فزونى نعمت را جلب كن، و وسيله تحصيل عظيم شكر با ترس از زوال نعمت است، و با كشتن طمع بقاء عزت را بجو و خوارى طمع را با عزت يأس از مردم دفع كن، و عزت يأس را با با همت بلند بكف آر، و كوتاه كردن آرزو را از دنيا توشه بردار، و در هر فرصت بمقصود خود پيشىگير، هيچ فرصتى بهتر از روزهاى بىمشغله و تندرستى نيست مبادا بدان چه خاطر جمع نيستى اعتماد كنى زيرا بدى را اعتيادى است چون اعتياد انسان بغذا.
(١) بدان راستش اينست كه دانستى چون سلامتجوئى نيست و سلامتى چون دل پاكى نيست و خردمندى چون مخالفت هوائى نفس نيست، ترسى نيست چون ترسى كه مانع گردد، و اميدى نيست چون اميدى كه كمك بكار خير كند، فقرى چون دلباختگى نيست، و ثروتى چون بىنيازى دل، نيروئى چون غلبه بر هواى نفس نيست، و نورى چون نور يقين و يقينى چون خرد شمردن دنيا، معرفتى چون خودشناسى نيست و نعمتى چون عافيت، و عافيتى چون مساعدت توفيق، شرفى چون همت بلند نيست و زهدى چون آرزومندى كوتاه و حرصى چون رقابت در درجات عاليه، و عدلى چون حق دادن بديگران و تجاوزى چون جور، و جورى چون موافقت با هواى نفس، و طاعتى چون اداى فرايض نيست، و ترسى چون اندوه، مصيبتى چون كم عقلى نيست، و كم عقلى چون كمى اعتقاد، و كمى اعتقادى چون نترسى، و ناترسيدنى چون كماندوهى بر ناترسيدن، مصيبتى چون خوار شمردن گناهت نيست و خشنودى بحالى كه دارى، فضيلتى چون جهاد نيست، و جهادى چون مبارزه با هواى نفس، نيروئى چون جلوگيرى