تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٢ - صفت ايمان
فراهم است، راستى چيزى كه در عيانست نخست خودش را شناسند و سپس صفتش را ولى معرفت صفت غائب بر ذات خود او مقدم است. باو گفته شد چگونه شناخت عين حاضر در ديده پيش از صفت آنست؟
فرمود: آن را ميشناسى و آن را ميدانى و خود را هم باو ميشناسى، و خود را بوسيله خود و از پيش خود نميشناسى. تو ميدانى كه هر چه دارى از او است، و بوسيله او است چنانچه برادران يوسف بيوسف گفتند (٩٠- يوسف): راستى تو يوسفى؟ گفت منم يوسف و اينست برادرم، و يوسف را بخود او شناختند و بوسيله ديگرى او را نشناختند، و از پيش خود آن را تو هم نكردند، آيا نبينى كه خدا فرمايد (٦٠- النمل) شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد. ميفرمايد شما حق نداريد از پيش خود امامى نصب كنيد، و او را بهواى دل و خواست خود بر حق بخوانيد، سپس امام صادق ٧ فرمود: سه كسند كه خداوند در روز قيامت با آنان سخن نكند، و بآنها نظر نيندازد، و آنها را پاك نداند، و عذاب دردناكى هم دارند: هر كه درختى بروياند كه خدايش نرويانيده است يعنى كسى كه امامى را نصب كند كه خدا معينش نكرده است، يا انكار كند امامى را كه خدا او را معين كرده و منصوب نموده، و كسى كه پندارد اين دو كس در اسلام سهمى دارند با اينكه خدا فرموده است: (٦٩- القصص) و پروردگار تو است كه خلق ميكند هر چه خواهد، و اختيار دارد و براى آنان اختيارى نيست.
(١)
صفت ايمان
(٢) فرمود: حقيقت شرح ايمان اقرار و خضوع براى خدا است باقرار بندگى و تقرب بحضرت او بان، و انجام هر واجبى از خرد و كلان با دانائى از سرحد توحيد تا پائينتر، و تا آخر ابواب طاعت بترتيب از بالا بپائين، همه بهمراه هم و پيوست با هم، و هر گاه بندهاى آنچه را بر او واجب است اداء