تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٨٢ - نامه آن حضرت
اختلاف ندارند، و قرآن درست است، و اختلافى ميان امت در تنزيل و تصديق بدان نيست، و هر گاه قرآن گواه خبرى گردد و آن را درست داند و برخى امت منكر آن خبر باشند بر آنها لازمست كه بدان اعتراف كنند از نظر اينكه بر اصل كلى در سنن قرآن اتفاق دارند، و اگر آن طائفه خبر موافق قرآن را منكر شوند و تمرد كنند از ملت اسلام بيرونند.
(١) نخست خبرى كه درستى آن از قرآن بدست آيد و قرآن بدان گواه است خبريست كه موافق قرآن و مورد تصديق آنست، و در آن اختلاف كلمه نيست كه پيغمبر ٦ فرموده «من در ميان شما دو ثقل بجا ميگذارم كتاب خدا و عترت خودم- خاندانم- تا شما بدين دو تمسك كنيد هرگز گمراه نشويد، و راستى كه اين دو از هم جدا نشوند تا در سر حوض بر من درآيند».
و چون شواهد اين حديث را در صريح قرآن دريابيم چون گفته خدا جل و عز (٥٥- المائده) همانا سرپرست شما خدا است، و رسولش و آن كسانى كه گرويدند همان كسانى كه نماز را برپا دارند و زكاة بپردازند در حالى كه در ركوع باشند، و هر كس پيروى كند از خدا و رسولش و كسانى كه ايمان آوردند راستش كه حزب خدا پيروزند- و عامه در اينجا اخبارى روايت كردهاند كه امير المؤمنين در حال ركوع انگشترش را بصدقه داد و خدا از او قدردانى كرد، و اين آيه را در باره او نازل كرد و ما ديديم رسول خدا ٦ اين را گفت كه «هر كه را من مولا و آقا هستم على مولا و آقا است» و هم بعلى ٧ فرمود «تو نسبت بمن چون هارونى نسبت بموسى جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست» و ديديمش كه ميفرمود «على است كه وامم را ميپردازد و بوعدهام عمل ميكند و او است جانشينم پس از من».