تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٨ - (سخن آن حضرت با هارون الرشيد) (در ضمن خبرى طولانى كه محل نيازش را بيان كرديم)
يوسف و موسى و هارون و چنين پاداش دهيم نيكوكاران را. و هم زكريا و يحيى و عيسى و الياس كه همه از خوبانند- پس او را براى مادرش تنها فرزند خليل خود ابراهيم دانسته چنانچه داود و سليمان و ايوب و موسى و هارون را بوسيله پدران و مادرانشان فرزند او دانسته. براى اينكه فضيلت عيسى و مقام بلندش تنها بمادر او است و اين در داستان مريم ٧ است كه (٤٠- آل عمران) راستى خدايت برگزيد و پاك كرد و بر زنان جهانيان ترجيح داد- بواسطه ولادت مسيح بىواسطه بشرى، و همچنين خداوند برگزيد فاطمه ٧ را و او را پاك كرد و بر زنان جهانيان برترى داد بواسطه حسن و حسين دو سيد جوانان بهشتى- هارون در اينجا پريشان شد و از آنچه شنيد بد حال گرديد و گفت شما از كجا ميگوئيد انسان از سوى مادر و پدران فاسد مىشود براى اينكه خمس باهلش نرسيده؟ (١) امام كاظم ٧ فرمود: اين مسألهايست كه هيچ كدام از سلاطين جز تو نپرسيده و تيم و عدى و بنى اميه هم از آن پرسش نكردهاند، و از هيچ كدام از پدران من هم پرسش نشده و تو هم كشف آن را از من مخواه هارون گفت اگر بمن خبر رسد كه تو آن را كشف كردى از امانى كه بتو دادم برميگردم. امام كاظم ٧ فرمود: تو اين حق را دارى هارون گفت زندقه در اسلام فراوان شده و همه اين زنادقه كه نزد ما مياورند و گزارش بما ميدهند خود را وابسته شماها ميدانند، زنديق در نظر شما خانواده چه كسيست؟ فرمود: زنديق آن كس است كه بر خدا و رسولش رد كند، و هم آنانند كه با خدا و رسولش دشمنى و مبارزه دارند خدا فرموده (٢٢- المجادلة) نيابى مردمى را كه بخدا و روز جزا ايمان دارند دوست بدارند كسى را كه با خدا و رسولش در نبرد است گر چه پدران و پسران و برادران و عشيرهشان باشند- تا آخر آيه- همانها ملحدند