تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٤ - شرح خروج از ايمان
است با همان اطاعت ظاهرى كه دارد، و همان كه در ظاهر اين كار كرد مسلمان باشد، و هر گاه آن را از دل انجام داد و از باطن و ظاهر با خضوع و قصد تقرب و با عقيده مؤمن است، و بسا كه بنده همان مسلمانست ولى مؤمن نباشد تا مسلمان باشد.
(١)
شرح خروج از ايمان
(٢) و بسا كه بيكى از پنج كار كه بهم مانند و متعارفند از ايمان بدر شوند- كفر، شرك، گمراهى، فسق، و ارتكاب كبائر.
معنى كفر نافرمانى خدا است از راه تمرد و انكار و بىاعتنائى و سهل انگارى در هر تكليف خرد و كلان، و مرتكب آن كافر است، و اين معناى كفر است از هر ملتى باشد و از هر دستهاى باشد. پس از اينكه نافرمانى او بدين صفات باشد پس او كافر است.
معنى شرك تدين و تعبد بهر خلاف و نافرمانى خدا است، و اين كس مشرك است خرد باشد آن معصيت يا كلان مرتكبش مشرك است.
معنى ضلال نادان بودن بامر واجب است، و آن اينست كه يكى از طاعتهاى بزرگ را ترك نمايد كه بنده جز بانجام آن شايسته ايمان نيست، بعد از بيان و اقامه دليل بر آن واجب و آنكه تركش از راه انكار و تدين بترك و جحود و تمرد نباشد بلكه از راه سستى كردن و اغفال و اشتغال بكار ديگرى باشد.
اين آدم گمراه است و در راه ايمان سر بزير است و بدان نادانى كرده، و از آن بيرون شده و بايسته نام