تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٦ - و كلمات قصارى در اين معانى كه از آن حضرت روايت شده
(١) ٤٥- صبر كليد دريافتن است، و كاميابى بدنبال صبر است، و براى هر طالب حاجتى وقتى است كه تقدير آن را ميجنباند.
(٢) ٤٦- زبان ترازوئى است كه نادانى آن را سبك ميكند و خردش سنگين ميسازد.
(٣) ٤٧- هر كه بناحق شفاى دل و دل خنكى جويد خدا بحق تلخى خوارى باو چشاند، خدا دشمن آنچه است كه بد دارد.
(٤) ٤٨- سرگردان نشود كسى كه خير انديشد يا جويد و پشيمان نشود كسى كه در كار خود مشورت كند.
(٥) ٤٩- بلاد بحب وطن آبادند.
(٦) ٥٠- سهاند كه هر كه مواظبت كند خوش بخت شود، چون نعمتى پديد آيدت خدا را سپاسگزار و چون روزيت دير رسد از خدا آمرزش جو و چون سختى بينى بسيار بگو لا حول و لا قوة الا باللَّه.
(٧) ٥١- دانش سه باشد، مسأله دانى براى دين و پزشكى براى تن و نحو براى زبان.
(٨) ٥٢- حق خدا در تنگدستى رضايتمنديست و صبر. و حقش در فراخدستى حمد است و شكر.
(٩) ٥٣- خطا نكردن از توبه كردن آسانتر است چه بسيار شهوت يك ساعت كه غم درازى را بدنبال دارد، مرگ رسوائى دنيا است و براى دلدارى در آن شادى باقى نگذاشته و نه براى خردمندى لذتى.
(١٠) ٥٤- دانش جلودار است و كردار راننده و نفس اماره سركش و غير منقاد.