تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٢ - نامه اى كه آن حضرت
وجود ندارد و كجا چنين چيزى است؟ و اين از راه اعتماد بخود باشد و كمى توجه او بنادانيش، و از آنچه معتقد است جدا نشود از آنچه باو اشتباه شده و بدين سبب از آنچه ندانسته بهرهمند نشود و منكر حق گردد و در نادانى سر گردان بماند و از طلب دانش سر باز زند و تكبر ورزد.
(١) پسر جانم سفارش مرا بفهم و خود را ترازوئى ميان خويش و ديگران ساز و بخواه از براى ديگرى آنچه را براى خود خواهى و مخواه براى او آنچه را براى خود نخواهى و ستم مكن چونان كه نخواهى ستم شوى و احسان كن چونان كه خواهى بتو احسان شود و از خود زشت شما را آنچه را از ديگران زشت شمارى و بمردم پسند آنچه را بخود پسندى و مگو آنچه ندانى بلكه همه آنچه را هم كه دانى مگو، و مگو آنچه را دوست ندارى برايت بگويند، و بدان كه خود پسندى ضد درستفهمى و آفت خردها است و هر گاه بمقصد رسيدى براى پروردگارت بىاندازه خاشع باش.
بدان كه در پشت راهى است پرسختى و دور و هراسها است ناهموار و راستش اينست كه تو را در آن گزيرى نيست از اينكه خوب پيش بينى كنى و توشه خود را اندازهگيرى و سبكبار باشى، بدوش خود مگير بيش از آنچه توانى برسانى تا بر دوشت سنگينى و نكبت باشد و هر گاه از نيازمندان كسيرا يافتى كه توشه تو را برميدارد هنگام نياز بتو باز پس ميدهد او را غنيمت شمار، و غنيمت شمار آنكه در حال توانگريت از تو وام گيرد و موعد پرداختش را روز تنگدستى خود مقرر دار.
و بدان كه گردنه سختى در پيش دارى و بناچارت از آن ببهشت يا دوزخ سرازير ميشوى، سبكبار در