تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٤ - نامه اى كه آن حضرت
كريمت درگذرد.
(١) بدان كه تو براى ديگر سراى آفريده شدى نه براى اين سراى، و براى فنا نه براى بقا، و براى مردن نه براى زيستن، و اينكه تو در منزل بن براندازى، و خانه چند روزى، و در راه ديگر سرائى، راستى تو مرگ بدنبالى، مرگى كه هيچ گريزانش رهائى ندارد و بناچار روزى تو را دريابد بر حذر باشش كه در حال گناهت دامنگير نشود، گناهى كه با خود ميگفتى از آن توبه كنم و ميانه تو و توبه حائل شود و در اين صورت تو خود را هلاك كرده باشى.
پسر جانم بسيار ياد مرگ باش و بياد آنچه در آن افتى و كشانده شوى. پس از مرگ، مرگ را برابرت بدار تا بر تو رسد، و تو حذر از آن را گرفته باشى مبادا بناگاهت در گيرد، و بسيار ياد آخرت كن و آنچه در آنست از نعمت و عذاب دردناك، زيرا كه اين تو را در دنيا بيرغبت كند و آن را در چشم تو بيمقدار گرداند با اينكه خدايت از دنيا آگاه كرده و خودش هم خويش را برايت وصف نموده و بديهايش را فاش كرده مبادا فريب خورى باينكه دنياداران بدان تكيه كنند و بر سر آن يك ديگر را بدرند و همانا اهل دنيا سگان عوعو كن و درندگان نيش زن و بر يك ديگر بانك كنند و نيرومندشان زبونشان را بخورد و بزرگشان خردشان را، دنيا دوستان خود را از راه هدايت گمراه ساخته و براه كورى برده و ديده آنان را از راه شايسته بسته و در حيرت آن گم شدند و در آشوبش غرقهاند و آن را پروردگار خود ساخته و دنيا با آنها بازى كرده و آنها با آن بازى كردهاند و دنبال آن را فراموش نمودهاند.
بسر جانم مبادا عيوب فراوان دنيا تو را زشت كند، اهل دنيا دستهاى چهار پايانى بسته، و دستهاى ديگر رها