تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٥ - جوابهاى آن حضرت بپرسشهاى يحيى بن اكثم
و اجازه داده زخميهاى آنان را بكشند. با اينكه در روز جنگ جمل حكم داد گريخته را نكشند، و زخمداران را نكشند، و بكشتن او فرمان نداد، و فرمود: هر كه بخانه خود رود و متحصن شود در امانست، و هر كه اسلحه خود را بر زمين نهد در امانست، چرا چنين كرد و اگر حكم اول درست است دومى نادرست باشد.
(١) ١٣- و بمن بگو از حكم مردى كه بر خود اعتراف بلواط كرده است حد دارد يا حد از او ساقط است؟.
امام ٧ فرمود: باو پاسخ بنويس گفتم چه بنويسم فرمود بنويس بنام خداوند بخشاينده مهربان نامه تو كه خدايت براه حق هدايت كند بمن رسيد و مقصودت آزمايش ما بوده است و رنج دادن ما تا بلكه راهى براى عيبجوئى ما بدست آرى اگر پاسخ نارسا باشد خدا تو را طبق نيتى كه دارى پاداش دهد ما پاسخ مسائلت را شرح داديم خوب گوش بده و فهمت را رام آن ساز و بدان دل بده كه حجت بر تو تمام است و السلام.
١- از قول خدا پرسيدى كه «گفت آنكه علمى از كتاب داشت» او آصف بن برخيا بود سليمان ٧ از فهم آنچه آصف بن برخيا ميدانست عاجز نبود ولى او خواست بامتش از جن و انس بفهماند حجت خدا پس از وى اوست، و همان كه او ميدانست از علم خود سليمان بود كه بامر خدا نزد آصف بامانت گذارده بود و آن را بوى فهمانيد تا در باره امامت و نشانه امامت او اختلافى نباشد. چنانچه بخود سليمان فهمانده شده بود در زمان زندگى داود ٧ تا نبوت و امامتش پس از وى معلوم باشد، و حجت بر خلق تمام باشد.