تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١ - سخنرانى آن حضرت
(١)
سخنرانى آن حضرت ٧ در اخلاص توحيد
(٢) سرآغاز پرستش خدا شناختن او است، و بنياد شناختنش يگانه دانستن او است، و سر رشته يگانهپرستى بىچون و چند دانستن او است زيرا همه خردها گواهند كه هر صفت و موصوف تركيبى آفريده و ممكن است و هر آفريده امكانى گواهست كه آفريدگارى دارد كه نه صفت است نه موصوف هر صفت و موصوف گواه تركيب است و تركيب گواه حدوث است و حدوث گواه امتناع ازلى بودنست كه خود ممتنع از حدوث است هر كه ذات و حقيقتى را در نظر گيرد خدا را نشناخته، و هر كه نهايتى براى او تصور كرده او را يگانه ندانسته و هر كه مانندى براى او فرض كرده او را باور نكرده، و هر كه شبهى برايش آورده بحقيقت او نرسيده، او را نخواسته كسى كه بوهمش گنجانيده، و او را يگانه ندانسته كسى كه كنهش را جسته، باو ايمان ندارد آنكه براى او نهايتى مقرر كرده، و بدو دل نداده كسى كه او را مشار اليه ساخته، باو توجه ندارد كسى كه او را محدود نموده و برايش حق عبوديت ادا نكرده كسى كه عضو و جزوى در او دانسته، هر جوهرى كه قائم بر خويش است مصنوع است، و هر چه در پيرامون جز خود وجود دارد معلول و ممكن است.
بسا زندگى و آفرينش خدا بوجودش رهنمائى شود، و بوسيله خردها بشناسائى او عقيده آيد، با انديشه حجت وى ثابت گردد، و بآيات خود بر خلقش حجت آورده، خدا آفريدهها را آفريده و پرده ميان خود و آنان كشيد، جدائيش از آنها اينست، كه از ذات آنها جدا است، و ابداعش[١] مر آنها را گواهست كه ابزارى براى آفرينش ندارد چون ابزار دليل نيازمندى ابزاردارانست و اينكه از نخست آنها را آفريده گواه است كه خود آغازى ندارد زيرا هر كه وجودش آغازى دارد از پديد آوردن ديگرى عاجز است.
[١] اين قسمت ترجمه جمله« و إيداؤه اياهم» است كه بمعنى جعلهم ذات أداة است يعنى آنها را داراى ابزار و آلات قرار داد، و مترجم محترم آن را به« ابداعه» تصحيح نموده بعد ترجمه كرده است و ما متن كتاب را مانند نسخه اصل قرار داديم( مصحح)