تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٣ - سفارش آن حضرت
نكنيد بخدا سوگند اين امر نزديك شده بود، سه بار، شما آن را فاش كرديد و خدا آن را پس انداخت، بخدا شما را ديگر رازى و نقشه محرمانهاى نيست جز اينكه دشمن شما بدان داناتر است.
(١) اى پسر نعمان بر جان خود ببخش كه تو مرا نافرمانى كردى راز مرا فاش مكن كه مغيرة بن سعيد بر پدرم دروغ بست و راز او را فاش كرد و خدا باو شكنجه آهن چشانيد و ابى الخطاب بر من دروغ بست و راز مرا فاش كرد و خدا باو سوزش آهن چشانيد، هر كه كار ما را نهان دارد خدا در دنيا و آخرت او را آرايد و بخت را يارش كند و از سوز آهن و زندان تنگش نگهدارد، بنى اسرائيل در قحطى افتادند تا رمهها و فرزندانشان هلاك شدند موسى بن عمران بدرگاه خدا دعا كرد، خدا فرمود اى موسى آنان آشكار زنا كردند و ربا خوردند، و كنائس را آباد كردند ولى زكاة را ندادند، عرض كرد معبودا برحمت خود بر آنها مهر ورز كه آنها بىخردند خدا باو وحى كرد من پس از چهل روز باران فرستم و آنها را بيازمايم، اين مناجات را پراكندند و فاش كردند و خدا چهل سال باران را از آنها بريد و كار شما نزديك شده بود و شما آن را در مجالس خود فاش كرديد.
اى ابا جعفر (كنيه راويست) شما را بمردم ديگر چه كار؟ دست از مردم بداريد و احدى را بدين امر دعوت نكنيد كه بخدا اگر اهل آسمانها (و زمين) گرد آيند تا بندهاى را كه خدا خواهد رهنمائى كند گمراه كنند نتوانند گمراهش سازند، دست از مردم بداريد كسى از شماها نگويد: برادر من است، عموى من است، همسايه من است زيرا خدا جل و عز چون خير بندهاى را خواهد روحش را پاك كند و هيچ خوبى بگوشش نرسد جز آنكه آن را بفهمد و زشتى را نشنود جز آنكه زشتش داند و سپس كلمهاى بدلش الهام