تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٠ - خطبه آن حضرت كه معروف بوسيله است
أيا مردم راستش اينست كه خوب نيست دم بستن از حكمت و سخن بجا چنان كه خوب نيست سخن گفتن بنادانى.
(١) و اى مردم بدانيد هر كس اختيار زبان خود را ندارد پشيمان مىشود و هر كه نياموزد بنادانى افتد و هر كه خود را ببردبارى واندارد بردبار نباشد و هر كه مهار خود را نكشد خردمند نيست، و هر كه خردمند نيست خوار شود و هر كه خوار شود احترام نشود، و هر كه تقوى پيش بگيرد نجات يابد، و هر كه مالى را بناحق بدست آورد در غير مورد خرج كند، و هر كه بوجه پسنديدهاى دست از بدى برندارد بر آن وادار شود با نكوهش و بناچار دست از آن بدارد، هر كه نشسته عطا نكند ايستاده باشد و از او دريغ شود و هر كه عزت بناحق جويد راه خوارى پويد و هر كه با حق لجبازى كند موهون بود و هر كه دين را بفهمد با وقار باشد و احترام دارد و هر كه تكبر ورزد كوچك شود و هر كه احسان نكند او را نستايند.
أيا مردم. مردن به از زبون زيستن است و جستن با سختى به از بيكار خفتن است و حساب خود نگه داشتن به از كيفر كشيدنست، و گور به از فقر و چشم پوشيدن به از بسيار نگاهها است، و روزگار در روزى با تو است و در روزى در برابرت هر گاه با تو است و هر گاه در برابر تو صبر كن زيرا بهر دو آزمايش شوى.
أيا مردم شگفت آور چيزى كه در انسانست دل او است دل مايههائى از حكمت دارد و اضدادى بر خلاف آن اگر اميدواريش دست دهد طمعش خوار كند و اگر طمعش برافروخت حرصش بكشد و اگر نوميدى گريبانگيرش شد افسوس بكشد و اگر خشمش رخ داد غيظ او سخت باشد و اگر با رضايت نيكبخت شود تحفظ را از ياد برد و اگر بيمى بدو رسد حزن او را مشغول سازد و اگر پر آسوده باشد فريب و غرور