تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٤ - آنچه در مختصر اين معانى از آن حضرت روايت شده است
هيچ از آنها ندارد، خردى ندارد، خوب شناختن خدا، خوب طاعت كردن براى خدا، خوب صبر كردن بر كار خدا.
(١) ١٤٦- مردى ترسا از أهل نجران بمدينه آمد و زبانى گويا و وقار و هيبتى داشت عرض شد يا رسول اللَّه اين مرد ترسا چه خردمند است؟! رسول خدا ٦ گوينده را منع كرد و فرمود خاموش باش، راستش خردمند كسى است كه خدا را يگانه شمارد و طاعتش را بكار بندد.
(٢) ١٤٧- فرمود: دانش دوست مؤمن است، و بردبارى وزيرش، خرد رهنمايش، و كردار سرپرستش و شكيبائى فرمانده لشكرش، و نرمش پدرش، و نيكوكارى برادرش، نژاد از آدم ٧ است، و خانوادگى در تقوى، و مردانگى اصلاح مال است.
(٣) ١٤٨- فرمود: بهر كه احسانى شد بر او لازم است كه عوض بدهد، و اگر نداد ستايش كند، و اگر نكرد كفران نعمت كرده است.
(٤) ١٤٩- فرمود: با يك ديگر دست بدهيد زيرا بهم دست دادن كينه را ببرد.
(٥) ١٥٠- فرمود: مؤمن بهر خصلتى خوكند و بر دروغ خو نكند و نه بر خيانت.
(٦) ١٥١- فرمود: راستى برخى از شعر حكمتها دارد- و در روايتى حكمتى باشد- و برخى سخنگوئيها اثر جادو بخشد.
(٧) ١٥٢- بابى ذر فرمود: كدام رشته ايمان محكمتر است گفت خدا و رسولش داناترند فرمود دوستى كردن در راه خدا، و دشمنى كردن در راه خدا، و بغض براى خدا.