تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٤ - (آدابى كه باصحابش آموخت) (و آنها چهار صد بابست براى دين و دنيا)
دل ما را دشمن دارد با زبان بر عليه ما يارى كند و عملى بر ضرر ما نكند در درجه بالاترى از دوزخ است هر كه ما را از دل دشمن است و با زبان و دستش بر ضرر ما كار نكرده او هم در دوزخ است، راستى كه اهل بهشت بمنزل شيعيان ما نگرند چنانچه انسان باختران نگرد كه در آسمانند.
(١) هر گاه از سورههائى كه با جمله سبح و يسبح آغاز مىشود بخوانيد بگوئيد «سبحان ربى الاعلى» و [هر گاه بخوانيد] «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِ» بر آن حضرت چه در نماز باشيد يا جز آن سيار صلوات فرستيد، در بدن كم شكرگزارتر از چشم نيست بخواست او نرويد تا شما را از ذكر خدا عز و جل باز دارد، هر گاه سوره و التين را بخوانيد در پايانش بگوئيد «و نحن على ذلك من الشاهدين» [هر گاه جمله «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ»] را بخوانيد بگوئيد «آمنا باللَّه»- تا برسيد بقول خدا- «وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» هر گاه بنده خدا در تشهد آخر نماز واجب بگويد «أشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شريك له و أشهد أن محمدا عبده و رسوله و أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ» سپس حدثى دهد نمازش درست است، خدا جل و عز عبادت نشده بعملى كه سختتر از رفتن براى نماز باشد، خير را در گردن شتران جوئيد و سم آنها كه ميروند و برميگردند، همانا نبيذ را نوشابه ناميدند براى اينكه كشمشى از طائف نزد رسول خدا ٦ آوردند و فرمود كه آن را خيس كنند در آب زمزم چون كه تلخ بود براى اينكه ميخواست تلخيش بكاهد و چون كهنه شد آن را ننوشيد (يعنى مسكر شد)، هر گاه كسى برهنه شود شيطان باو نگرد و در او طمع كند خود را بپوشيد، مرد را نيست كه جامه از ران خود بيكسو كند و ميان مردم نشيند،