تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٣ - خطبه آن حضرت كه معروف بوسيله است
نخواهد بدو دل مبند بسا دورى كه از نزديك زودرستر است پيش از آنكه راهجوئى رفيق سفر را بجو و پيش از تهيه خانهاى همسايه آن را وارس.
عيب برادرت را بپوش از آنكه آن عيب را در خود ميدانى از لغزش دوستت در گذر بحساب روزى كه دشمنت بر سر آيد، هر كه بر كسى خشم گيرد كه بر زيان او قدرتى ندارد اندوهش دراز است و خود را عذاب كند، هر كه از پروردگارش بترسد ستمش را باز گيرد، هر كه خوب از بد نشناسد چون حيوانى باشد راستى از ميان بردن توشه از تباهى است، وه چه كوچك است مصيبت دنيا نظر بنيازمندى در فردا.
بىاعتمادى و ناآشنائى شماها با يك ديگر نيست مگر براى معاصى و گناهانى كه در آن اندريد.
(١) وه چه اندازه آسايش برنج نزديكست و سختى و تنگدستى بدگرگونى، هيچ بدى بد نباشد كه دنبالش بهشت آيد و هيچ خوبى و خوشى خوش نباشد كه دنبالش دوزخ باشد، هر نعمتى در برابر بهشت حقير است و هر بلائى در برابر دوزخ عافيت است، هنگام درست و پاك شدن درونها گناهان بزرگ خودنمائى كنند پاك كردن كردار از انجام آن سختتر است و اخلاص نيت از فساد بر عاملان سختتر است از طول جهاد، هيهات اگر بملاحظه تقوى نبود من از همه عرب سياستمدارتر بودم، بر شما باد بتقوى از خدا در نهان و عيان و سخن حق در حال رضا و غضب و ميانه روى در توانگرى و فقر و عدالت با دشمن و دوست و كردار در حال نشاط و كسالت و رضا از خدا در سختى و نعمت هر كه پر گويد خطا بسيار كند و هر كه بسيار خطا كند كم شرم شود و هر كمشرم باشد ورعش كم است و هر كه ورعش كم است دلش مرده است و هر كه دلش مرد بدوزخ رود، هر كه انديشه كند عبرت گيرد و هر كه عبرت گيرد گوشهگيرى گزيند و هر كه گوشهنشين شد سالم ماند و هر كه شهوات را وانهد آزاد زيد و هر كه حسد را ترك كند محبوب مردم گردد.