تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٧ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
برايم بيفزا. فرمود: اى سفيان بخدا اعتماد كن تا عارف باشى، بقسمتش راضى باش تا توانگر باشى، چنانت كه رفاقت كنند رفاقت كن تا بايمانت بيفزائى، با بدكار مصاحبت مكن تا از بدكاريش بتو آموزد، در كار خود با آنان مشورت كن كه از خدا عز و جل ميترسند، سپس باز دم بست و من گفتم يا بن بنت رسول اللَّه برايم بيفزا فرمود: اى سفيان هر كه عزتى خواهد بىسلطنت و لشكرى بىياور و هيبتى بىمال بايد از خوارى نافرمانيهاى خدا بعزت طاعتش منتقل شود، سپس دم فرو بست و گفتم اى پسر دختر رسول خدا برايم بيفزا. فرمود: اى سفيان پدرم مرا بسه چيز ادب آموخت، و از سه چيزم نهى كرد: اما آن سه كه مرا بدان ادب كرد فرمود: پسر جانم هر كه يار بد گيرد بسلامت نرهد، هر كه گفتارش را مهار نكند پشيمان گردد، و هر كه در جاهاى بد درآيد متهم گردد. گفتم اى پسر دختر رسول خدا آن سه كه از آنهايت نهى كرد چيستند؟ فرمود: مرا نهى كرد از آنكه با حسود نعمت، و سرزنش كن بمصيبت، و سخن- چين يار گردم.
(١) ١٦١- شش صفت در مؤمن نباشند: سختگيرى، بىخيرى، حسادت، لجبازى، دروغ، و تجاوز.
(٢) ١٦٢- مؤمن ميان دو ترس است گناه گذشته كه نداند خدا با او در آن چه ميكند و عمر باقى مانده كه نميداند در آن چه مهلكهها بدست كند، و او بامداد نكند مگر ترسان، و شامگاه نكند مگر ترسان، و او را به نكند مگر همين ترس.
(٣) ١٦٢- هر كه بروزى اندك خشنود است خدا از او طاعت كم را بپذيرد، و هر كه بكمى از حلال