تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٩ - كلمات قصارى هم در اين معانى از آن حضرت روايت شده است
(١) ١٦٨- از درستى يقين شخص مسلمان است كه مردم را با خشم خدا خشنود نسازد، و آنها را بدان چه خدا روزى كرده سپاس نگزارد، و بدان چهاش خداوند نداده مردم را سرزنش نكند، زيرا آنچه روزى او است حرص حريصش بسوى او نكشد، و بدخواهى بدخواهش جلوگير نيست، و اگر يكى از شماها از روزى خود بگريزد چنانچه از مرگ ميگريزد روزيش او را دريابد پيش از آنكه بميرد چونان كه مرگش دريابد.
(٢) ١٦٩- از شيعه ما كسى است كه آوازش از شنود خودش فراتر نرود، و تبرى او از پرده گوشش نگذرد، آشكارا مدح ما نكند، با دشمن ما پيوستى ندارد، و با دوست ما ستيزه نكند، و با عيب كن ما همنشين نشود، مهزم بآن حضرت گفت من با اين گونه شيعه نماها چه كنم؟ فرمود: آزمايش و امتحان و تنزيل در باره اينها است. دچار قحطى فناكننده و طاعون كشنده شوند، و اختلافى كه آنان را پراكنده سازد. شيعه ما آن كسى است كه چون سگ زوزه نكشد، و بمانند كلاغ طمع نورزد، و اگر از گرسنگى بميرد سؤال نكند. گفتم اينان را از كجا بجويم؟ فرمود: از كنارههاى زمين آنانند كه زندگى با قناعتى دارند، و خانه بدوشند آنها كه اگر حاضر باشند شناخته نباشند، و اگر غائب باشند احوالپرسى نشوند و اگر بيمار شوند عيادت نشوند، و اگر خواستگارى كنند زن بآنها ندهند، و اگر زشتى بينند انكار كنند و اگر نادانى بآنها خطابى كند در پاسخ سلام دهند، و اگر حاجتمندى از آنان بدانها پناه برد باو رحم كنند، و نزد مرگ غمنده نباشند، دلشان باهم يكى است گر چه در شهرهاى مختلفند.
(٣) ١٧٠- هر كه خواهد خدا عمرش را دراز كند كار خود را درست كند، و هر كه خواهد گناهش