تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٤ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
و كاملتر باشد زيرا نارضائى عموم رضايت مخصوصان از بين ببرد، و نارضائى مخصوصان با رضايت عمومى صرف نظر شد و ناديده گرفته شده، هيچ كدام از رعيت بر والى در حال آسايش پرخرجتر و در حال گرفتارى كم كمتر و از انصاف بدورتر و در خواهش پررو و سمجتر و در برابر عطا كمسپاستر و در موقع دريغ و منع عذرناپذيرتر و در بروز ناگواريها سستشكيبتر از مخصوصان نيستند، و همانا ستون دين و جامعه مسلمين و ساز و برك در برابر دشمنان عموم مردمند و بايد مورد توجه و برگزيده تو همانها باشند و توجه تو بامور عام المنفعة و خوش سرانجام باشد و لا قوة الّا باللَّه.
(١) و بايد دورترين رعيت از تو و بدتر آنها در نظر تو كسى باشد كه عيبجوتر است از مردم، زيرا در مردم عيوبى هست كه والى سزاوارتر است بسر پوش نهادن بر آنها، آنچه از تو نهانست بكشف آن مكوش و تا توانى عيب را بپوش تا خدا از تو بپوشد آنچه را دوست دارى پوشيده باشد از عيب تو، و با مردم هيچ كينه نداشته باش و سبب هر خونخواهى و دشمنى را از بيخ ببر و عذر بپذير و در مورد اشتباه حدود را دفع بده و از هر چه رأيت روشن نيست خود را ناديده گير و بتصديق سخن چينان مشتاب زيرا سخنچين و بدگو دغل و خائن است گرچه خود را شبيه خيرخواه و ناصح نشان دهد.
در شوراى خود بخيل را شركت مده كه از احسانت باز دارد و از فقرت بترساند، و نه ترسو را كه در هر كارى ناتوانيت جلوه دهد، و نه حريص را كه مالاندوزى بر خلاف حق را برأيت خوشنما كند، براستى بخل و جور و حرص چند منشند كه بدگمانى آنها را در نهاد اشرار فراهم آورد، يقين بدان كه بدترين وزيرانت كسى است كه وزير بدان بوده و در گناههاى آنها شركت داشته و بكارهاى آنها