تحف العقول ت کمرهای - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٣ - (فرمان آن حضرت به أشتر وقتى او را والى مصر و اعمال آن نمود)
نوشتهايم برايت (١) مبادا خود را بجنك با خدا وادارى زيرا تاب كيفر او را ندارى و از عفو و رحمتش بىنياز نباشى از گذشت پشيمان مباش بكيفر دادن مناز، و تا راهى دارى بتندى و اعمال نيرو مشتاب و مگو من فرمانده و سرورم و مطاعم زيرا اين تيره دلى و سست دينى و فتنه انگيزيست، بخدا پناه بر از بدبخت شدن و هر گاه مقام حكمرانيت تو را خوش آمد و ابهت و سرفرازى برايت جلوه داد بعظمت ملك خدا بالاى سرت و قدرت او بر خودت بنگر كه در برابر آن بر خود هيچ نيروئى ندارى زيرا كه اين تأمل سركشى تو را آرام كند و از تندى تو باز دارد و خرد از دست رفته را بتو باز آرد، مبادا با خدا در عظمت خيال همسرى كنى و خود را در جبروت بدو مانند دانى زيرا خدا هر جبارى را زبون كند و هر متكبر بر خود بالندهاى را خوار سازد.
حق خدا را بده و حق مردم را از طرف خودت و مخصوصانت و خاندانت و دوستانت از رعايايت منظور دار زيرا اگر نكنى ستم كرده باشى، و هر كه ببندگان خدا ستم كند خدا بحساب بندهها خصم اوست و هر كه را خدا خصم باشد دليلش را باطل كند و او نيز در جنك با خدا است تا دل بردارد و توبه كند، هيچ چيزى بيشتر باعث ديگرگونى نعمت خدا نيست از پايدارى بر ستم كردن زيرا خدا نفرين ستمديده را بشنود و در كمين ستمكارانست و هر كه چنين باشد پابند هلاكت است در دنيا و آخرت.
بايد محبوبترين كارها نزد تو بر حقر آنها باشد و آنچه باشد كه براى عدالت با رعيت اجتماعىتر