علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢١٦ - د) كمخوابى
كَانُوا قَلِيلًا مِنْ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ؛[١] آنگاه كه دو [فرشته] دريافتكننده، از راست و از چپ مراقب نشستهاند.
اگر سالك، دوستار بيدارى سالكانه است، بايد سه عنصر را در خود تقويت كند: عنصر نخست بهعنوان عنصر ظاهرى كمخورى است. امامصادق (ع) مىفرمايد:
پرخوابى از پرنوشى و پرنوشى از پرخورى نشئت مىگيرد و اين دو، نفس را براى طاعت و عبادت سنگين مىكنند و دل را براى تفكر و خشوع، سخت.[٢]
عنصر دوم كه عنصر باطنى و درونى است، خود مىتواند دوگونه باشد: يكى خوف و خشيت الاهى و ديگرى شوق و محبت الاهى. اميرمؤمنان (ع) در توصيف كسانى كه از ترس عقاب و عذاب الاهى بستر خواب را برچيدهاند، مىفرمايد:
گروهى ترس از معاد، خواب را از چشمانشان ربوده، پهلو از بسترها گرفته، لبهايشان به ياد پروردگار هماره جنبيده و گناهانشان با استغفار طولانى زدوده شده است.[٣]
امام صادق (ع) نيز در توصيف مشتاقان الاهى مىفرمايد:
مشتاق، اشتهايى به غذا ندارد و از شرابى لذت نمىبرد و شادمانه نمىخوابد ... رسولخاتم ٦ در توصيف حال حضرتموسى (ع) فرمودند: آن حضرت در طول مسير كوه سينا- چه رفت و چه برگشت- به مدت چهل شبانهروز از سر شوق ديدار پروردگارش، نه چيزى خورد و نه آبى نوشيد و نه لحظهاى خوابيد و نه اشتهاى به چيزى داشت.[٤]
[١] - ذاريات( ٥١): ١٧.
[٢] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٢٣٣.
[٣] - نهجالبلاغه، نامه ٤٥، ص ٥٥٦.
[٤] -( منسوب به) الامام جعفر بن محمد الصادق( ع)، مصباح الشريعة، ص ٥٦١ و ٥٦٣.