علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٩ - تفسير دوم
جهت متشرعان و دينداران و ديگرى از جهت دين و شرع.
يكم. متشرّعان؛ متشرّعان بهعنوان مخاطبان شرع در يك رتبه نيستند؛ چراكه هر يك از آنان همانگونه كه در شكل ظاهرى در يك پايه نيستند، از جهت وجودى و صفتى نيز گونهاى خاص دارند و اين گوناگونى از تنوع استعدادها و قابليتها برمىخيزد و استعدادهاى مختلف، مراتب و طبقات مختلفى از انسانها را به وجود مىآورد.[١]
وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَ لَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ؛[٢] و اگر پروردگار تو مىخواست، قطعاً همه مردم را امت واحدى قرار مىداد؛ درحالىكه پيوسته در اختلافاند.
مراتب مختلف استعدادى موجب مىگردد هر يك از مخاطبان، به حسب استعداد و قابليت خود با شرع تعامل كنند و آن را دريابند و مراعات كنند:
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ؛[٣] بگو هر كس بر حسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مىكند.
بنابراين مخاطبان، از جهت تعامل با شرع، در يك پايه نيستند؛ بلكه اختلاف دارند؛ از اين رو به تعداد استعدادها تعاملات متنوعى نيز وجود دارد. اين اختلاف استعدادى- تعاملى، گرچه به لحاظ شخصى غير منحصرند، به لحاظ صنفى در سه مرتبه كلى جاى مىگيرند كه عبارتاند از: مرتبه عوام (مبتديان)، مرتبه خواص (متوسطان) و مرتبه خاصالخواص (منتهيان).[٤]
دوم. شرع؛ مخاطبان شرع- چنانكه گفتيم- از جهت استعدادى مختلف و از
[١] - همان، ص ٥٤- ٣٦.
[٢] - هود( ١١): ١١٨.
[٣] - اسراء( ١٧): ٨٤.
[٤] - سيد حيدر آملى، أسرار الشريعة، ص ٥٧؛ همو، جامع الأسرار، ص ٣٥٠.