علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٣١ - تفسير دوم
همانا شريعت و طريقت و حقيقت، سه نام مترادف هستند كه به سه اعتبار بر حقيقت واحد صدق مىكنند.[١]
آگاه باش! مراتب مردم از عوام و خواص در سه مرتبه منحصرند؛ ابتدايى، وسطى و نهايى؛ زيرا مراتب، اگرچه به حسب اشخاص و جزئيات محدود نيست؛ ليكن به حسب انواع و كليات منحصر است. پس شريعت نامى است براى شرع از حيث ابتدا، طريقت نامى است براى شرع از حيث وسط و حقيقت نامى است براى شرع از حيث نهايت. مراتب هر چند بسيارند؛ ليكن از اين سه خارج نيستند. پس شرع شامل تمام مراتب است؛ يعنى شرع، اسم جامع همه اين مراتب سهگانه است؛ زيرا اولى مرتبه عوام، دومى مرتبه خواص و سومى مرتبه خاصالخاص است و مكلفان و خردمندان از اين سه مرتبه بيرون نيستند. پس اين مراتب شامل كل مىباشند و حق كل را به جا مىآورند.[٢]
شرع به مثابه بادامى است كه شامل قشر، لبّ و لبِ لب است؛ (يعنى پوسته، مغز و مغزاى مغز) پس پوسته، شريعت ظاهرى، مغز طريقتباطنى و مغزاى مغز حقيقت باطن باطنى است و بادام جامعهمه است.[٣]
شرع- چه آموزههاى اعتقادى و چه آموزههاى تكليفى- در اين سه تخاطب هدايتگرانه، مخاطبان را به سه تعامل فرا مىخواند؛ تعامل قشرى در ساحت شريعت، تعامل لبّى در ساحت طريقت و تعامل لبّاللبّى در ساحت حقيقت كه تعامل در هر يك از اين سه، در بخش اصول اعتقادى علمى و در بخش فروع تكليفى عملى است.
تعامل علمى در ساحت شريعت، علماليقينى، در ساحت طريقت، عيناليقينى و
[١] - همو، جامع الأسرار، ص ٣٤٤ و ٣٤٧؛ همو، أسرار الشريعة، ص ١٥.
[٢] - همو، جامع الأسرار، ص ٣٤٤.
[٣] - همو، المحيط الأعظم و البحر الخضم، ج ١، ص ٢٢٧.