علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٧١ - ٤ قداست و پاكى
ندانيم و آن حدود، آدمى را رهزنى نكنند و او را از ژرفانديشى تا سرحد يافتن كامل حقيقت باز ندارند.
طهارت نفس، طهارت از اغراض پست و اخلاق زشت، بلكه پرهيز از خود نفس است تا ريشه انگيزش نابجا و كشش ناهنجار خشكانده شود و فراخوان نفسانى به سوى زشتها از ميان برخيزد.
طهارت قلب، طهارت از تقلّب و حالى قلب و پرهيز از بهانه و تعلّل آن است كه هم تقلّب و هم تعلّل نشان از پراكندگى و تشويش قلب مىباشد با اين طهارت آدمى از تفرقه رهايى مىيابد و با عزمى راسخ و همّى واحد، به سوى خداى سبحان حركت مىكند و تنها به او توجه مىكند.
طهارت روح، طهارت و پرهيز از لذايذ شريفى چون مشاهدات و كرامات است كه چه بسا هنگام سلوك از خداى سبحان اميد ارزانى آنها مىرود؛ لذايذى كه آدمى را از بندگى تام و صعود رفيع باز مىدارند.
طهارت سرّ كه آن را طهارت از ماسواى الاهى مىخوانند،[١] طهارت و پرهيز از هر بند و تعلقى است كه با رويارويى كامل وجه خاص انسان و وجهالله و زوال تقييدات، مرتبهاى از دل حاصل گشته، مايه توجه تام سرّ وجودى به آن هستى بىكرانه مىشود. امام صادق (ع) در تفسير آيه «شَرَابًا طَهُورًا»[٢] فرمودند:
خداوند شرابى به ابرار مىنوشاند كه آنان را از هر چيزى جز خدا پاك مىسازد؛ زيرا پاكيزهاى كه از هرگونه آلودگى كائنات بركنار باشد، جز خدا نيست.[٣]
[١] - عبدالرزاق كاشانى، لطائف الأعلام، ص ٣٧٥.
[٢] - انسان( ٧٦): ٢٢.
[٣] -« يطهرهم عن كل شيء سوى الله اذ لا طاهر من تدنس بشيء من الأكوان الا الله.»( فضل بن حسن طبرسى، مجمع البيان، ج ١٠، ص ٦٢٣.)