علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ٢٦٩ - ٤ قداست و پاكى
فضايل مؤكّد قرآنى و عرفانى است. قدّوس از قُدس به معناى طهارت و پاكى است كه در هيئت صيغه مبالغه رفته است.
خداى سبحان خويشتن را قدوس ناميده است: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ؛[١] اوست خدايى كه جز او معبودى نيست، همان فرمانرواى پاك و سالم.» قداست الاهى به اين جهت است كه او از هرچه شايسته ذات حضرتش نيست، منزّه و پاك است؛ چه آن چيز، هويت امكانى داشته باشد، مانند تغيّر، احتياج و نقص و چه وصفى باشد كه براى وجودات امكانى كمال شمرده مىشود؛ ولى به لحاظ حدود امكانى و تقييد موطنى، شايسته اطلاق بر ذات وجوبى نيست؛ اگرچه با پالايش معنايى، تنها مىتوان روح معناى آن وصف را همراه با توجه به مرتبه وجوبى خداى سبحان بر ذات مقدّس او حمل كرد؛ با اين حال بايد دانست اين حمل، تنها معناى آن را در فهم ما مىگنجاند؛ ولى راز حقيقت وجودى آن را كه شايسته آن مرتبه است، وانمىگشايد؛ حقيقتى كه در افق فهم، عقل و خيال ما درنمىآيد و در كمند معرفت كسى قرار نمىگيرد.[٢] سيد حسين درودآبادى در تعريف قدوس مىنويسد:
خداى سبحان به اعتبار طهارت و پاكى از حدود صفات، و اتصاف به تمامى آن صفات به نحو كمال، قدوس نام دارد.[٣]
بنده قدوس (عبدالقدوس) بندهاى با قلب پارساى پاكيزه است كه از هرگونه نجاست اخلاقى، آفت نفسانى، رهزن شيطانى و غفلت قلبى پاك و مطهّر است[٤] و
[١] - حشر( ٥٩): ٢٣.
[٢] - بنگريد به: داود قيصرى، شرح فصوصالحكم، ص ٥٤٢.
[٣] - سيد حسين درودآبادى، شرح الاسماء الحسنى، ص ١٤٧.
[٤] - بنگريد به: محيىالدين ابنعربى، كشف المعنى، ص ٤٢؛ عبدالرزاق كاشانى، لطائف الأعلام، ص ٢٩٣.