علم سلوک - فضلى، على - الصفحة ١٧ - فطرت
هستند؛ ثانياً به صورت ذاتى- نه اكتسابى- در عهد ألست در آن سرشته شدهاند و نيازى به تعليم ندارند؛ ثالثاً در گذر زمان و بر پايه تغيير احوال و اعمال، دستخوش تغيير و زوال نگشته، هماره در آن برقرارند.
اگر فطرت را از جهت فطرت بودن در نظر بگيريم- نه به تبع اينكه روح در قالب تن جاى گرفته- درخواهيم يافت كه خصايص آن در دو صنف جاى دارند: يكى صنف معرفت و ديگرى صنف فضيلت. در صنف معرفت نيز خصايص به دو دسته تقسيم مىشوند: يكى مفاهيم فطرى كه همان مفاهيم حصولى بديهى هستند و به فطريات معروفاند، مانند گزارههاى بديهى و ديگرى حقايق فطرى كه همان معلومات حضورى هستند و بخش عظيمى از آنها به عقايد دينى اختصاص دارد، مانند شناخت حضورى حقايق توحيدى[١] و فضايل اخلاقى.[٢]
در صنف فضيلت نيز خصايص همان فضايل اخلاقى، مانند حيا و فضايل عملى، مانند نماز هستند كه در صراط پرستشِ فطرى تضمين شدهاند و بهگونه عينى و واقعى در بستر فطرت جاى دارند.[٣] امام صادق (ع) اين فضايل به ويژه فضايل اخلاقى را در حديثى مشهور به نام «حديث جنود عقل و جهل»، يا خصال عقل و جهل بيان فرمودهاند.[٤] مجموعه اين حقايق معرفتى بهعنوان عقايد علمى
[١] - امام باقر( ع) فرمود:« خدا انسانها را بر شناخت پروردگارشان بسرشت. اگر چنين نبود، آنان نمىدانستند هنگام پرسش از كيستى پروردگارشان و روزىرسانشان چه گويند؟»( احمد بن محمد برقى، محاسن، ج ١، ص ٢٤١.)
[٢] -« وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا؛ سوگند به نفس و آن كس كه آن را ساخت؛ سپس بزهكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد.»( شمس( ٩١): ٧ و ٨)
[٣] -« أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِى آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ* وَأَنْ اعْبُدُونِى هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ؛ اى فرزندان آدم! مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را نپرستيد؛ زيرا وى دشمن آشكار شماست؟ و اينكه مرا بپرستيد؛ كه اين راه راست است.»( يس( ٣٦): ٦٠ و ٦١.)
[٤] - محمد بن يعقوب كلينى، الأصول من الكافى، ج ١، ص ٣٨- ٣٦.