ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٣٣
يك بار در قيامت- عامه در اين آيه تأويل مردود و ناپسندى دارند.
سپس شرح مبسوطى در اين باره بيان كرده و فرموده: رجعت در عقيده ما مخصوص به مؤمن محض و كافر محض است نه ديگران، و چون خدا اراده آن كند به خيال شياطين دشمن خود اندازد كه به دنيا برمىگردند تا باز سركشى خود را آغاز كنند و بر تمرد خود بيفزايند، و خدا به وسيله دوستان مؤمن خود از آنها انتقام گيرد و از آنها نماند جز گرفتار عذاب و نقمت و عقاب و زمين از لوث وجود آنها پاك شود و دين خدا بماند و رجعت مخصوص مؤمنان محض و منافقان محض ملت اسلام است نه امتهاى گذشته، انتهى.
و سيد مرتضى عليه الرحمه در جواب مسائل رى فصل مشبعى در اين باره آورده و هم شيخ طبرسى در مجمع البيان و صدوق در عقائد، و من همه اين گفتهها را در كتاب كبير خود جمع كردم و در اينجا اندكى از بسيار را ياد نمودم، پايان كلام مجلسى (ره). از مجلسى (ره)- منظور اين است كه مسأله پرسيدن و جواب شنيدن براى عوام دليل نمىشود، ولى براى علماء و دانشمندان دليل مىشود. و اين روايت با روايت ٢ كه سؤال را دليل امامت دانسته مخالفتى ندارد. از مجلسى (ره)- مقصود عيب بدنى است زيرا امام بايد از نقص در خلقت كه او را زشت كند و خوار نمايد بر كنار باشد، چون عبد الله افطح كه بزرگترين پسران امام صادق (ع) بود ولى دو عيب داشت، يكى افطح بود، يعنى پاهاى او بىاندازه پهن بود و دوم اين كه نادان بود بلكه فاسد العقيده بود. مفيد (ره) گفته است در ارشاد كه بعد از اسماعيل بزرگترين برادران خود بود ولى نزد پدر خود آبروئى نداشت و متهم بود كه با وى در عقيده مخالف است و گفتهاند با حشويه آميزش داشته و به مذاهب مرجئه مايل بود. از مجلسى (ره): بدان كه آيه ارحام در دو جاى قرآن نازل شده، يكى در سوره انفال همچنين: (اولو الارحام بعضى اولى هستند به بعضى در كتاب